زن
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
زن زیبا بُوَد در این زمونه، بلا!
خونهای بیبلا هرگز نَمونه خدا!
زن گُل ماتمه، خار و گُل باهمه
زن نامهربون، دشمن جونه!
دل، سرای غمه، غم عالم کمه
خونهی دل، دَمی بیغم نَمونه!
بی دل و دلبرم، بی سَر و همسرم
شاخهی بی بَرم، بیهمزبونم
هر که دارد گُلی، شوق آب و گِلی
من بیدل چرا تنها بمونم؟!
بی دل و بینشان، آخر ای آسمان
شادی روز و روزگار من کو؟!
مرغ پَر بستهام، خستهام، خستهام
بیقرارم، بگو قرار من کو؟
. . .
* * *