اسب سُم طلا
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
دختر خانو میخوامش، خان بدونه منو میگیره
چیکار کنم آی چیکار کنم
اسب ابلق زین کُنم تنگِ غروب سوار بشم
فرار کُنم، فرار کُنم
نه! کجا فرار کُنم دلُم نمیگیره قرار
سر راشونو میگیرم اگه بیاد صد تا سوار
اسب ابلق سُم طلا! آسته برو، میری کجا؟
میترسُم دیوونه بشُم با آدماش جنگ بکُنم
سر بشکنُم، آی سر بشکنُم
یا تبرزین ور دارُم نیمهشبون خونشونو
در بشکنُم، در بشکنُم
نه! چه کاریه؟
نه! میرم گل میستونم، سر زلفش وامیستونم
اسب ابلق سم طلا! تندتر برو! آسته چرا؟
* * *
نوذر پرنگ ـ از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»
* * *