در آتشم
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضی
در آتشم، در آتشم
ز دوریت چه میکِشم
ای خدای من، نالههای من از چه اثر نکُند
کز کنار من نوبهار من قصد سفر نکُند
مرو تو ای غمخوارم
به دستِ غم مسپارم
نه طاقتِ تنهایی، نه تابِ دوری دارم
غم تو بشکند نهالِ انتظارم
در آتشم، در آتشم
ز دوریت چه میکِشم
ای خدای من، نالههای من از چه اثر نکُند
کز کنار من نوبهار من قصد سفر نکُند
از تو مرا در دل، خاطرهها باشد
یاد توام مونس در همه جا باشد
روز و شب تویی در مقابلم
کرده عشقِ تو خانه در دلم
گُل هم پَرپَر شد، بهارش آخر شد
دمی که بشُد ز شاخه جدا
من هم میمیرم، دل از جان برگیرم
مرو ز برم، برای خدا
چون لالهی صحرایی، من مانم و تنهایی
تو مرو!
گردیده نصیبِ من از عشق تو رسوایی
تو مرو!
من این دل، من این غم،
چون بروی ز برم، بیتو کجا ببرم
امیدِ من به زندگانی
تویی، تویی، چرا ندانی!؟
* * *