
محو تماشا
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: ایرج
دیشب که تو را برابر آینه دیدم
جانِ تو، که جان به پیکر آینه دیدم
محو رخ خود شدی سراپا
چندان که مرا ندیدی آنجا
دیدم که در آینه چون جان شده بودی
بر جلوه روی خود حیران شده بودی
آنگه که بودی تو گرم تماشا
آگه نگشتی ز سوز دل ما
چرا به چارهسازی، نگاه دلنوازی به سوی ما نکردی
در آمدم چو از در، چه شد که ای فسونگر، نه راندیم ز در، نه خواندی
نگفتی از کجایی؟ به چشمم آشنایی، نه آتش دلم نشاندی
* * *
«رضا ناروند» و نغمههای ماندگار او
* * *