
نی زن
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: شمس
بسکه به یادت زدهام باده، خرابم هنوز
آهسته بگذر که سر راه تو خوابم هنوزم
تو نیزن و من نیام، ز جوش دل چون میام
مانده ز دستت جدا، رفته ز نایم، نوا
فسونگری بس کن! من از عشق تو افسانهام
بیا به بالینم که از هجر تو دیوانهام
تو را ندیده به تو مفتون شدم
چو لاله از داغ تو دلخون شدم
چه بودهام، از غم تو چون شدم
تو شمع من بودی چرا به محفل دیگری
دل مرا بردی دگر مَبر دل دگری
تو یار من بودی و من یار تو
هر که چو من بوده گرفتار تو
جور تو میداند و آزار تو
* * *