
بازی سرنوشت
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
شبهای سرد زمستان
افسرده از برف و باران
من با این حال پریشان
بودم دور از جمع یاران
میدیدم هر شب به رویا
تصویری از آرزوها
یار من غمهای من بود
بیحاصل، دنیای من بود
ناگه با لطف خداوند جانم شد آسوده از بند
آمد به پایان، شبهای هجران!
میلرزد در سینهی من
این قلب بیکینهی من
مییابد رنگ حقیقت
رویای دیرینهی من
رنگ غم رفت از نگاهم
شد روشن روز سیاهم
من امشب بیباده، مستم
دست او باشد به دستم
گشتم دور از آنچه بودم
خرسندم از آنچه هستم
شبهای هجران آمد به پایان
♫ LP Cover ♫
* * *