
جانم به قربانت (آرزوی محال)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
آری، این آرزو محال است
دیدار تو دگر خیال است
از زندگی خواهم او را
زیباعروس آرزو را
به نیمههای شبها تویی خیال و خوابم!
چو بردمَد سپیده، تویی، تو آفتابم!
من همچون ابر پریشانم
از دریا دورم، بیسامانم
ما را رها نکن ای گُل!
از خود جدا نکُن ای گُل!
عُمرم فنا نکن ای گُل!
دستم به دامانت
زین بخت تیره حیرانم
از عالمی گریزانم
چون غنچه سرگریبانم
جانم به قربانت
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *