داود مقامی: منصوره

داود مقامی منصوره

منصوره
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

دیشب که به یادت به میخانه نشستم
با یاد لبت توبه‌ی می بشکستم
دیدم رخ زیبات در آن جام بلورین
گویی همه‌ی عمر به سودای تو مستم
منصوره بیا، بیا بهر خدا
بر این دلِ زارِ و مُبتلایم رحمی بنما

منصوره مکُن بهانه‌گیری
هجر تو کشانده‌ام به پیری
منصوره کجایی
منصوره کجایی

از جورِ تو یارِ نازنینم
دردی‌ست به جان آتشینم
بگذار به جایِ حسرت و غم
از مهر تو خوشه‌ای بچینم
افسوس چکید اشک چشمم
در جام و دگر تو را نبینم
منصوره کجایی
منصوره کجایی

(امشب تو طبیبانه به بالین من آی
تا پاک شود از دلِ من درد جدایی)

* * *
مجموعه‌‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *
ترانه‌شناسی «داود مقامی» در این سایت

* * *

داود مقامی: قلب محزون

داود مقامی قلب محزون

قلب محزون
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

مستم، شادم، آمد بر یادم
آن عهد و پیمان دلدار مه‌رو
در هجرانش با درد و غم کردم خو
رحمی بنما به خدا گشتم مجنون

ای سیمین‌بر به دلم بنگر
این قلبِ محزون کز حسرت گشته خون
از قلبم درد و غم می‌ریزد بیرون
رحمی بنما به خدا گشتم مجنون

قلبم خون شد ز چه دور از مایی
دارم امید رفتی باز آیی
بی تو سخته

[به خدا گر ببرندم به سماء
صد شکوه برآرم که دلم خون کردی]

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

داود مقامی ـ نیلوفر: طلاق

داود مقامی نیلوفر طلاق

طلاق
شعر: خیری‌نژاد
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: نیلوفر

می‌گذشتم یک شبی از کوچمون
این صدا بشنویم از همسایون
چند تا طفل با یک صدا و یک زبون
اشک می‌ریختند و می‌گفتند: «بابا جون
یا بیار به پیشمون مادرمون
یا برو تو هم دیگه اینجا نمون
از روزی که رفته است مادرمون
دلشکسته شده‌ایم و ناتوون
خون شده ز دوری‌اش جیگرمون
به خدا خم شده این پیکرمون
یا بیار به پیشمون مادرمون
یا برو تو دیگه اینجا نمون
مادرمونو چرا دادی طلاق
رحم بکن بیار اونو بسه دیگه فراغ!
ما که طفلیم تو بگو بهر خدا
اگه مادر نباشه پس چی میشه تکلیف ما؟
بد دردیه بی‌مادری، تنهایی و دربدری
بسه دیگه اینهمه غم
بسه دیگه ظلم و ستم
ما می‌خوایم مادرمون
ما میریم به پیش اون
درد دل میگیم براش
بوسه می‌زنیم به پاش.»

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: دلم تو رو میخواد

داود مقامی دلم تو رو میخواد

دلم ترا میخواد (مست راه گم‌کرده)
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

ای غنچه‌ی خندان، ای لعبت فتان
امشب چه کند این دل نالان
بی روی تو با حسرت و حرمان
تا کی ز فراق رخ ماهت
باشد همه شب دیده به راهت

بنگر به نگاهی، بر خسته‌ی راهی
راهی که تو افسونگر زیبا
آنجا بکشانی دل ما را
تا کی ز فراق رخ ماهت
باشد همه شب دیده به راهت

بازآ که دل من ز غم هجر تو خونه
دیوانه‌ی بی‌نام و نشونه
مستم من و گم کردم اکنون ره خونه
پس کی منو منزل می‌رسونه

دل من می‌کُنه همیشه فریاد
می‌گیره بونه هر دم تو رو میخواد
چو لبهام با شکر آلوده میشه
ز شیرینی لبهات می‌کُنه یاد

[رفتی و غمت در دلِ من مسکن کرد
برو، برو که غمت از تو وفادارتر است]

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

داود مقامی: قاصد عشق

داود مقامی قاصد عشق

قاصد عشق
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

در سکوتی ماتم‌افزا
من کناری و مرغ شیدا
با من دل‌خسته گوید:
«از چه بنشسته‌ای تو تنها!؟»
عشق یاری در دل دارم
می‌دهد هر دم آزارم
فتنه‌ها دارد در کارم
با خیالش در تنهایی
می‌گریزم از رسوایی
جام نوشین، در کف دارم

مرغ شیدا بیا، بیا، شاهد ناله‌ی حزینم شو
با نوایی تو همصدا با نوای دل غمینم شو
ای صبا گر شنیده‌ای راز قلبِ شکسته‌ام امشب
رو پیامم به او رسان، قاصد عشق آتشینم شو
لحظه‌ای آسمان تو بنگر، جامه‌ی ارغوانی‌ام
در غم عشق او خزان شد نوبهار جوانی‌ام
عطر گیسوی دلفریبش، رشک گلهای یاسمن
سایه‌ی مهر او چراغِ روشن زندگانی‌ام

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

error: Content is protected !!