منوچهر سخایی: لب دریا

منوچهر سخایی لب دریا

لب دریا
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: منوچهر سخایی

یادت میاد که اون روز لبِ دریا
تو ساحل، رو شنا بازی می‌کردیم
سر یه بوسه با هم شرط می‌بستیم
توی دریا ریگ اندازی می‌کردیم
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده

با انگشتم رو شن‌ها می‌نوشتم:
«دوست دارم، دوست دارم همیشه»
روی نوشته‌هام شِن می‌پاشیدی
می‌گفتی: «دیگه دل بچه نمی‌شه.»
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده

اون روز عروس دریا تو بودی
اون روز بلای دلها تو بودی
اون روز گل بی‌همتا تو بودی
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی «منوچهر ـ جهانبخش پازوکی»

* * *

منوچهر سخایی: پرستو

منوچهر سخایی پرستو

پرستو
شعر: سیروس آرین‌پور
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: منوچهر سخایی

پرستویی شد و پَرپَر زنون رفت
به صحراهای بی‌نام و نشون رفت
حریفون پیش من با طعنه میگن:
ستاره شد و به طاقِ آسمون رفت

پرستویی شدی پَرپَر زنون رفتی
به صحراهای بی‌نوم و نشون رفتی
به من میگن، به من میگن حریفونم
ستاره گشتی و رو آسمون رفتی
گُلم بودی، گُلم بودی، کجا رفتی؟
تو که جان‌و دلوم بودی، چرا رفتی؟

هنوزم جای پات مونده لب باغچه
گلوبند طلات مونده سر طاقچه
بگردم من فدای خال سیاه تو
کجا رفتی، خدا پشت و پناه تو
گُلم بودی، گُلم بودی، کجا رفتی؟
تو که جان‌و دلوم بودی، چرا رفتی؟

* * *

منوچهر سخایی: بذار امشب بخوابم

منوچهر بذار امشب بخوابم

بذار امشب بخوابم
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: منوچهر سخایی

روز روشن میره باز شب می‌رسه
غم میاد به هر دری سر می‌زنه
مگه میشه چشام‌و هم بزارم
وقتی غم قلبم‌و خنجر میزنه
با خیال تو شبا چشم من خواب نمی‌ره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمی‌ره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم

نمیدونی که شبا چی می‌گذره
چشمای دنیایی رو خواب میبره
غم تو شب تو دلم جون می‌گیره
خواب‌و از چشمای پُر آب می‌بره
با خیال تو شبا چشم من خواب نمی‌ره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمی‌ره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم

چشمه‌ی چشمای تو، دریای اب
چشمای خسته‌ی من دنبال خواب
با خیال تو شبا چشم من خواب نمی‌ره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمی‌ره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی «منوچهر ـ جهانبخش پازوکی»

* * *

منوچهر سخایی: قدیما یادش بخیر

منوچهر قدیما یادش بخیر

قدیما یادش بخیر
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: منوچهر سخایی

قدیما یادش بخیر! دلا هم‌آشیون بودن
خوشگلا، خوشگل‌تر و یک‌کمی مهربون بودن
دخترا، گیسو بلند، ابرو کمون، غنچه‌دهون
تو خونه از چشم نامحرم، همه پنهون بودن
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

اون دو چشمون تو هر شب پُر خوابه پُر خواب
قصه‌های غصه‌ی من یه کتابه، یه کتاب
طفلک این دل که توی مکتب‌خونه‌ی مهرو وفا
درس‌و مشقش رو همیشه فوتِ آبه، فوت اب
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

گوشه‌ی ابروهاتو آفتاب‌و مهتاب ندیده
ماه از اون بالا تو رو دیده خجالت کشیده
میونِ یکصد هزار دختر خوش قدو بالا
دل من دروغ نگم فقط تو رو پسندیده
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

کم‌کمک باز داره چشمات منو جادو می‌کُنه
مثِ آهو، من‌و سرگشته‌ی هر سو می‌کُنه
قدمت روی چشام اگه بیای سر وقتِ من
چشم دل کور بشه، زود خونه‌شو جارو می‌کُنه
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

♫  LP Cover  ♫

* * *

منوچهر سخایی ـ الهه: برگ بید

منوچهر سخایی الهه برگ بید و برگ مو

برگ بید
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی
خواننده: منوچهر سخایی و الهه

الهه:
گر سوی اصفهان افتد گذارم
بهترین هدیه را بهر تو آرم
هدیه‌ی من بود یک فرش زیبا
که دهد جلوه بر کاشانه‌ی ما
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایه‌روشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دل‌افروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من

منوچهر:
به کاشان میرم میروم جای تو خالی
می‌خرم بهر تو یک تخته قالی
آورم فرشی از کرمان برایت
که زند بوسه‌ها هر دم به پایت
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
این هدیه من به جام لبها شراب لبخند آرد
با خود نشانی از شیوه‌های دست هنرمند دارد
باشد آنهم یادگار عشق دل‌افروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من

الهه:
گر گذارم قدم به خاک تبریز
جام صبرم شود یک‌باره لبریز
فرش زیبایی از بهر تو آورم
تا بماند پس از من یادگارم
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایه‌روشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دل‌افروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من

* * *

منوچهر سخایی: نامزدی

منوچهر سخایی نامزدی

نامزدی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده:‌ منوچهر سخایی

شنیدم رفتی و همسر گرفتی
خیال عاشقی از سر گرفتی
پرستو بودی و من دام عشقت
نشستی یک زمان و پَر گرفتی

شبی از بهر آرایش نشستند
کمون ابروانت را شکستند
به آن پیراهن تور عروسی
گلی را در حریر نقره بستند

میان شاخه گلهای دسته
عروسانه به تختی  بَر نشسته
به جشن نامزدی یک حلقه‌ی زر
بر انگشتِ بلورش حلقه بسته

همه دلگرم عشق و رقص و آواز
دلِ من می‌کُند سوی تو پرواز
به صد لبخندِ شرم‌آلوده گویی:
«که من رفتم، نمی‌آیم دگر باز»

* * *
ترانه‌شناسی «کامبیز مژدهی» در این سایت

* * *

error: Content is protected !!