عارف: دریاچه نور

عارف دریاچه نور

دریاچه نور
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف

خاطرت آید که آن‌شب
از جنگل‌ها گذشتیم
بر تنِ سرد درختان
یادگاری می‌نوشتیم

با من اندوهِ جدایی
نمی‌دانی چها کرد
نفرین به دستِ سرنوشت
تو را از من جدا کرد

بی‌تو بر روی لبانم
بوسه پژمُرده گشته
بی‌تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته

بی‌تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرد است

ای دلت دریاچه‌ی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هر جا بی‌من نشستی

* * *

منوچهر سخایی: قدیما یادش بخیر

منوچهر قدیما یادش بخیر

قدیما یادش بخیر
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: منوچهر سخایی

قدیما یادش بخیر! دلا هم‌آشیون بودن
خوشگلا، خوشگل‌تر و یک‌کمی مهربون بودن
دخترا، گیسو بلند، ابرو کمون، غنچه‌دهون
تو خونه از چشم نامحرم، همه پنهون بودن
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

اون دو چشمون تو هر شب پُر خوابه پُر خواب
قصه‌های غصه‌ی من یه کتابه، یه کتاب
طفلک این دل که توی مکتب‌خونه‌ی مهرو وفا
درس‌و مشقش رو همیشه فوتِ آبه، فوت اب
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

گوشه‌ی ابروهاتو آفتاب‌و مهتاب ندیده
ماه از اون بالا تو رو دیده خجالت کشیده
میونِ یکصد هزار دختر خوش قدو بالا
دل من دروغ نگم فقط تو رو پسندیده
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

کم‌کمک باز داره چشمات منو جادو می‌کُنه
مثِ آهو، من‌و سرگشته‌ی هر سو می‌کُنه
قدمت روی چشام اگه بیای سر وقتِ من
چشم دل کور بشه، زود خونه‌شو جارو می‌کُنه
می‌شه ما عاشق بشیم مثل قدیما دوباره
می‌شه، اما دل ما اینقده همت نداره

♫  LP Cover  ♫

* * *

داریوش: عشق بی‌حاصل

داریوش عشق بی حاصل

عشق بی‌حاصل
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی

در شبی غمگین‌تر از من
قصه‌ی رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم
از کنارم رفته بودی

ای دریغا! دل‌سپردن به عشقِ تو بیهوده بود
وعده‌ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود

ای ز خاطر بُرده عشقِِ آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشنِ بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم

رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشقِ خود نفرین کُنم
بی‌تو شاید بعد از این افسانه‌ها
ترکِ عشق و این غمِ دیرین کُنم

* * *

گوگوش: بیقرار

گوگوش بی قرار

بیقرار
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش

آسمان، ای پیرِ افسرده
بهر چه با من نمی‌سازی؟
کلبه‌ی تاریکِ قلبم را
لحظه‌ای روشن نمی‌سازی؟

در این شهر پُر شور و دروازه‌ها
چرا هر دری را زدم بسته بود؟
چرا مُرغک بختِ من ای خدا
پرستویی افسرده و خسته بود؟

چرا نمی‌سازد زمانه با دل بیقرار من؟
خدایا کی سر آید آخر زمان انتظار من؟
شاید خواست خدا بوده که من غمگین بمانم
برای این قلبِ خسته آوازِ غم بخوانم

♫  LP Cover  ♫

* * *

error: Content is protected !!