در تاریخ شعر معاصر ایران از «حسین منزوی» بهعنوان شاعری غزلسرا نام برده میشود. در سالهای دور اما او در تلاش معاش ترانه هم میسرود و بیشتر با اسم مستعار «مهرداد» از آنجمله یکی هم ترانهی «آروزها» با صدای گرم و خاطرهانگیز «محمد نوری» (نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره).
برچسب: حسین منزوی
حسین منزوی (صدای شاعر) حنجرهی زخمی تغزل
«حسین منزوی» از جمله شاعران صاحب سبک در ادبیات معاصر ایران است. نمونهاش «غزل ششم» از مجموعه شعر «حنجرهٔ زخمی تغزل». او شانزدهم اردبیهشت ۱۳۸۳، در پنجاه و هشت سالگی درگذشت. سالی پیش از آن اما چند سروده از اشعارش را با صدای خود در استودیوی انتشارات «دارینوش» ضبط کرده بود. آن صدا و سرودهها سالی پس از مرگ او با نام «شوکراننوش» انتشار یافت. «زمزمه» یکی از آن اشعار در این مجموعهی شنیداری بود.
محمد نوری: آرزوها
آرزوها
شعر: مهرداد [حسین منزوی]
آهنگ: اشکان [محمد سریر]
خواننده: محمد نوری
نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره
تو دلت بوسه میخواد، من میدونم، اما لبت
سر هر جمله دلش میخواد یه «اما» بذاره
بی تو دنیا نمیارزه، تو با من باش و بذار
همهی دنیا منو همیشه تنها بذاره
نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره
من میخوام تا آخر دنیا تماشات بکُنم
اگه زندگی برام چشمِ تماشا بذاره
بی تو دنیا نمیارزه، تو با من باش و بذار
همهی دنیا منو همیشه تنها بذاره
نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
* * *
پانویس:
در چرایی بهکار بردن نام «مهرداد» در ترانهسرودههای حسین منزوی این یادداشت کوتاه در اینستاگرام «غزل منزوی» دختر شاعر قابل توجه است: ایشان نوشتهاند: «مرحوم پدربزرگم میگفت: میخواستم نام پدرت را “مهرداد” بگذارم. اما مطابق رسم معمولِ آنروزها، بزرگترها به اتاقی رفتند و بدون اینکه نظر مرا بپرسند، نام “حسین” را انتخاب کردند.»
* * *
● ترانههای «محمد نوری» در این سایت
● ترانههای «یدالله رویایی» با صدای «محمد نوری»
● ترانهشناسی محمد نوری (محمد سریر ـ آهنگساز)
* * *
جمال وفایی: زندگی
زندگی
شعر: مهرداد [حسین منزوی]
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: جمال وفایی
من و تو ماهیهای قرمز یک چشمهی نوریم
که حالا هر یکی زندونیِ یک تُنگ بلوریم
یه روزی با همدیگه تو رودخونه سفر میکردیم
اما امروز و بگو اینهمه از همدیگه دوریم
زندگی دوست نداره جُفتا رو پیشِ هم ببینه
زندگی دوست داره دیوار بشه بینشون بشینه
هی سفر میکردیم و هی گل آرزو میکاشتیم
وقتی خسته میشدیم سر روی دوش هم میذاشتیم
فکر این بودیم که با همدیگه دریا را ببینیم
آخه ما که خبر از بازیِ زندگی نداشتیم
زندگی دوست نداره جفتا رو پیشِ هم ببینه
زندگی دوست داره دیوار بشه بینشون بشینه
* * *
ترانهشناسی «حسین منزوی»
* * *