مرضیه: نغمه رهگذر

مرضیه نغمه رهگذر

نغمه رهگذر
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
شب همه‌شب در بی‌خبری، می‌رسد از ره رهگذری
خواند و دارد در دل من نغمه‌ی جادویش اثری
رهرو خسته‌ی نیمه‌شبان، نغمه زند به سکوتِ گران
می‌رود و آزرده چو من قصه‌ی دل دارد به زبان
او که حکایتِ دل خواند راز دلم ز کجا داند
چون گذرد ز برم گویم: او که رود، که به‌جا ماند؟
رهگذر ای مرغ شب من ، زمزمه بنشان بر لب من
نوای تو چو با شبم آمیزد، خموشی از سرای من بگریزد
ز بانگ تو غم ازدلم برخیزد
ای به سکوت شبانه‌ی من، نغمه‌گر کاشانه‌ی من
شب چو روی نغمه خوان ز کویم
از تو با دل سخن‌ها گویم
او که حکایتِ دل خواند راز دلم ز کجا داند

چون گذرد ز برم گویم: او که رود، که به‌جا ماند؟

♫  LP Cover  ♫

* * *

ناصر صبوری: آسمان آسمان

ناصر صبوری آسمان آسمان

آسمان آسمان
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده:‌ ناصر صبوری

آسمان آسمان! خسته شد دل من
از تو جز غم دل شد چه حاصل من؟
آسمان بر دلم سنگ غم زده‌ای
سرنوشت مرا رنگ غم زده‌ای
در شبانِ سیاه من کو چراغ ستاره‌ای
کو نگاهی که در دلم برفروزد شراره‌ای
من غروب خزانم، غم نشسته به جانم
قصه‌ی نامرادی‌ام، خالی از شور و شادی‌ام

* * *

مرضیه: شب آمد

مرضیه شب آمد

شب آمد
شعر: عبدالرضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
خواننده: مرضیه

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

زد آتش بر دل و جان من
چو دریا گشته دامان من
ز اشکِ چشمِ گریان من
دگر جانم بر لب آمد

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

نباشد در آسمان اختری
نه ماهی، نه مهرِ جانپروری
به جانم شراره‌ی آرزو
به دستم ز خونِ دل ساغری
ز هجرانِ ماهِ افسونگری
چو خارا دلش، رُخش چون پَری
دلا ترکِ این بی‌وفا کُن!

در این شام تیره همرازِ من
کنون گشته نغمه‌ی ساز من
بیا تا حدیثِ دل بشنوی
ز آهنگ و شعر و آواز من
بیا ای ترانه‌پرداز من
جفا تا به کی!؟ گُلِ ناز من
نگاهی تو بر آشِنا کُن

تو بنگر اشک و آه مرا
ببین شام سیاه مرا
بگو با من گناه مرا
خدایا باز شب آمد

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

* * *

مرضیه: خدایا ببخشای

مرضیه خدایا ببخشای

خدایا ببخشای
شعر: عبدالرضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
خواننده: مرضیه

خدایا ببخشای
خدایا ببخشای
اگر گاه گاه
ز دست تو من شِکوه‌ها می‌کُنم
بزرگا جهان‌آفرینا ببخش
اگر گاه گاهی خطا می‌کُنم

تو خود بهتر آگاهی از هر کسی
که در سینه‌ی من دلی تنگ است
دلی تنگ و محزون و سوزان ز درد
که با من مُدامش سر جنگ است

چو می‌نالد از فتنه‌ی روزگار
مرا چشم گریان به خون می‌کِشد
ز سر تا به پا آتشم می‌زند
مرا تا به دشت جنون می‌کِشد

در آن دشت سوزانِ بی‌انتها
مرا آشنایی به غیر از تو نیست
به دشتِ جنون هم پناهم تویی
که ما را خدایی به غیر از تو نیست

جهان داورا، از همه زندگی
مرا توشه‌ای نیست جز اشک و آه
خدایا بر این اشک و آهم ببخش
که مویم سپید است و رویم سیاه

اگر شِکوه‌ای بر زبان می‌رود
الهی تو دانی که از سینه نیست
اگر آهی آیینه را تیره کرد
خدایا کدورت از آیینه نیست

* * *

مرضیه: گناه تو

مرضیه گناه تو

گناه تو
شعر: عبدالرضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
خواننده: مرضیه

گریزان شدم از نگاه تو
نیایم دگر در پناه تو
زدی شعله بر آشیان من
خدا نگذرد از گناه تو

برو تا شوی همزبانِ او
مهربانِ او
شوی رونقِ آشیانِ او
نغمه‌خوانِ او

بِگُذر زین ره در دیار او
که شوی دیگر غمگسار او
مَنِگر چَشم ژاله‌بار من
برو ای غافل از کنار من

چه غافل بودم من که مِی نوشیدم از سبوی تو
پشیمانم من گر که بودم در دل، آرزوی تو
نه بر لبِ من گفتُگوی تو
نه در دلِ من تو یادِ روی تو
نه در سر من آرزوی تو
بر دگری رو کُن
با دگری خو کُن
از تو گریزانم من
گر به تو دل بستم
از همه بُگسستم
وه چه پشیمانم

پانویس:
ترانه‌ «گناه تو» اولین آهنگ علیرضا خواجه‌نوری و نخستین کار مشترک او با مرضیه است.

* * *

error: Content is protected !!