بابا برفی: جبار باغچه‌بان (نوشتاری)

بابا برفی، جبار باغچه‌بان، (کانون پرورش فکری) (پی‌دی‌اف)

خلاصه کتاب:
آن‌سال زمستان، برف زیادی باریده و همه جا یخ زده بود، نه گل مانده بود و نه سبزه، نه ریحان و نه مرزه. یک روز تعطیل، بچه‌های فامیل به خانه پدر بُزرگ رفتند تا برف بازی کنند. سپس همه به کمک یکدیگر یک آدم برفی بزرگ درست کردند، شکل پدر بُزرگ، فقط نمی‌توانست راه برود و حرف بزند. پدر بُزرگ به آن‌ها گفت که حالا که از سرما نترسیدند و او را درست کرده‌اند، کاری هم برای او دست و پا کنند.


آن‌شب بچه‌ها خواب بابابرفی را دیدند که برای مردم نان می‌پُخت و خودش از آتش تنور،‌ کوچک و کوچک‌تر می‌شد. روز بعد که به دیدن بابابرفی رفتند، دیدند که آفتاب او را آب کرده است، اما پدر بُزرگ مهربان همچنان زنده و خندان به آن‌ها خوشامد گفت. هیچ آتش و آفتابی نمی‌توانست پدر بُزرگ را آب کُند و از بین ببرد. تازه اگر خودش هم نباشد، بچه‌ها همیشه خاطرهٔ او و کارهایش را به یاد می‌آورند، گویی که در ذهن آن‌ها همیشه زنده است.

مشخصات کتاب:

نام کتاب: بابا برفی
نویسنده: جبار باغچه‌بان
تصویرگر: آلن بایاش

موضوع: داستان
گروه سنی: ج (سال‌های چهارم و پنجم دبستان)
ب (سال‌های دوم و سوم دبستان)

تعداد صفحات: ۲۴ صفحه
قطع کتاب: ۲۴ × ۲۴ سانتی‌متر

تاریخ چاپ اول: ۱۳۴۹
چاپ سیزدهم: ۱۳۸۲
شمارگان چاپ: ۲۹۰۰۰۰ نسخه

این کتاب در شکل نوشتاری (PDF)

* *

این داستان در شکل شنیداری (MP3)

* * *

 

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone