
چوپان
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
به روی تپهها چوپان
شده آشفته و حیران
میان گلّه، سرگردان
در دشت و صحرا
به لب دارد نیِ محزون
دلش باشد از غصه خون
سرش شوریده چون مجنون
بی یار و تنها
به دشت و صحرا ز سوز غمها
نِی چوپان کُند فغانها
امان ز جور آسمانها
چوپان بینوا
خواهد دلت چرا دختر کدخدا
تو کجا، او کجا؟
کُنَد هر زمان شِکوهها با خدایش
رسد تا به گوش فلَک شِکوههایش
چوپان بینوا
خواهد دلت چرا دختر کدخدا
تو کجا، او کجا؟
● متن و ترانهها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *