حکایت ترانهٔ «رهگذار عمر» به روایت «بابک افشار»

داریوش رهگذار عمر

«. . . شعر ترانهٔ «رهگذار عمر» را تورج [نگهبان] گفته بود. مهندس [رضا] قطبی از تلویزیون به ما سفارش داده بود که: «یک آهنگ بسازید با صدای داریوش [اقبالی] برای سریال «رهگذر عمر».» آهنگش را ناصر چشم‌آذر تنظیم کرده بود. داریوش آمد این را خواند. یک کپی روی نوار کاست دادم به او گفتم: «برو تمرین کن، هفتهٔ دیگر بیا ضبط کنیم باید زود آماده بشود بدهیم تلویزیون.»

داریوش آن کاستی که آزمایشی خوانده بود را بُرد فروخت به کمپانی بی‌بیان!! قطبی زنگ زد که: «مگر این آهنگ سفارش تلویزیون به شما نبوده؟ پس چرا آن را پخش کرده‌اید؟» گفتم: «آقا باور کنید من روحم هم خبر ندارد. یک کپی داده بودم خواننده ببرد تمرین کند. این آهنگ هنوز کامل و درست نیست!» سر این قضیه دو سال داریوش را به تلویزیون راه ندادند. . .»
(برگرفته از گفت‌وگوی «بابک افشار» با «تلویزیون من و تو»)

رهگذار عمر سیری در دیاری روشن و تاریک
رهگذار عمر راهی بر فضایی دور یا نزدیک
کس نمی‌داند کدامین روز می‌آید
کس نمی‌داند کدامین روز می‌میرد

چیست این افسانه‌ی هستی خدایا چیست!؟
پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست!؟
کس نمی‌داند کدامین روز می‌آید
کس نمی‌داند کدامین روز می‌میرد

صحبت از مهر و مُحبت چیست؟
جای آن در قلبِ ما خالی است؟
روزی انسان برده‌ی عشق و محبت بود
جز ره مهر و وفا راهی نمی‌پیمود
کس نمی‌داند کدامین روز می‌آید
کس نمی‌داند کدامین روز می‌میرد

* * *
«رهگذار عمر» با ترانه‌های «تورج نگهبان»

* * *