نه آفتاب، نه بارون
شعر: رضا جنتیعطایی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: مرضیه
دیگه چیزی نمیخوام
نه آفتاب، نه بارون
نه ساحل دریا و نه دشت و بیابون
دیگه فرقی نداره، نه اینجا، نه اونجا
نه توی خونهمو نه اونور دنیا
قدم زدن در زیر بارون
رو ماسهها دراز کشیدن
دویدنای توی ساحل
آب دریا به هم پاشیدن
اینا همه با او صفا داشت
دنیای ما چه جلوهها داشت
اگه ز دست زندگی
دل منِ شکستهپر تو سینه تنگه
ولی باید قبول کنم
که زندگی خوب و قشنگه
حالا که او رفته دیگه این زندگی خالی شده
دل بیچارهی من، راستی چقدر تنها شده
. . .
* * *