انگشتر هزار نگین
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز اتابکی
همه شب خواب میبینم که آسمون آبی شده
این شب ِ تار و سیاه دوباره مهتابی شده
میبینم صبح شده و راز من و تو همهجا
میون ِ مردم شهر دوباره آفتابی شده
بیا تا با هم بشیم انگشتر هزارنگین
هر نگین یه آسمون با ماه و خورشید همنشین
بیا تا آشتی بدیم گُلهای سرخو با خزون
بیاریم مهتابو امشب روی بوم خونهمون
دل به آتیش بزنیمو دست بدیم به دستِ هم
ور داریم سنگ غمو از روی دوش آسمون
چه خوبه جادو کُنیم با هم بریم پیش خدا
تا کلیدِ گنج عشقو بذاره تو دست ما
ببره ما رو یه جا تو سرزمین پریا
میون ابرا روی قالیچهی ستارهها
♫ LP Cover ♫
* * *