با یاد «غزاله علیزاده» بانوی «خانه‌ی ادریسی‌ها»

با یاد «غزاله علیزاده» که با چشمان آهویی غمگین خود از «خانۀ ادریسی‌ها» دل بُرید، از «چهار راه»‌ها گذشت، به جنگل زد و در پگاه چنین روزی (۲۱ اردیبهشت) در پی دردی جانکاه، خود را به مرگی خود خواسته از دار درختی به بند آویخت و غم از دست دادنش را به دل دوستدارانش آونگ کرد. یادش یادمان باشد.

«. . . زوال که آغاز می‌شود رویاها راه به کابوس می‌برند، پای اعتماد بر گردۀ اطمینان فرود می‌آید و از ایمان غباری می‌ماند سرگردان ِهوا که بر جای نمی‌نشیند؛ خواب‌ها تعبیر ندارند و درها نه بر پاشنۀ خویش، که بر گرد ِخود می‌چرخند و راه‌ها به سامانی که باید نمی‌رسند؛ و حق اگر هست، همین حیات ِ آخرالزمانی است، که نیست، برای آنان که هنوز بادهای ِ مسموم ِ مصرف و تخریب را می‌گذرانند.»

داروگ ـ نیما یوشیج (مجموعه ترانه‌ها)
تو را من چشم در راهم ـ نیما یوشیج (مجموعه ترانه‌ها)

* * *