آرتوش: افسانه قو

آرتوش افسانه قو

زمانی هم بود که صاحبان صنایع، بانک‌ها و فروشگاههای بزرگ در ایران در سپاسمندی‌شان به مشتریان خود صفحهٔ گرامافون هدیه می‌دادند. «افسانه قو» با صدای «آرتوش» سفارش کارخانه «روغن نباتی قو» بود که به خریداران هدیه می‌شد. شعر ترانه از «پرویز وکیلی« و آهگنش از ساخته‌های «پرویز مقصدی» بود.

افسانه قو
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ« پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

یکی قو آمد از آغوشِ دریا
به سوی ساحلی سرسبز و زیبا
نشست و ناله کرد غمگین و خسته
با اشکِ چشمها شُست آبِ دریا
نوایش، نوایی غم‌افزا
اسیر هیاهوی دریا
من آن قوی گم‌کرده جُفتم
شنیدی تو دریا چه گفتم؟
ندیدی کجا رفت؟
نگفتی چرا رفت؟
تو بوی بی‌وفایی را ندیدی؟
به ساحل جای پایی را ندیدی؟
خروش از سینه‌ی دریا برخاست
که: قو نیلوفر سیمین دریاست
بدین سیمین‌تنی و دلربایی
نگردد او به گرد بی‌وفایی

♫  LP Cover  ♫

* * *

error: Content is protected !!