
به یاد دوست
کلام: گرگان | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Sevgili canan – Bülbül
باز این دل شیدا شده دیوانهی رویی!
جان آمده بر لب شده دلبسته به مویی!
با هر نفسِ جان، با هر نفسی میرود این رشته به سویی!
افسوس که این راز نهان گشته هویدا
پیدا بُوَد از رنگ رُخم راز نهانم
دردم غم عشق است و نهُفتن نتوانم!
از غصهی دلدار
از غصهی او پیر شدهام گرچه جوانم!
او نوگُل خندان و منم بلبل شیدا
گفتم که چرا بر منِ بیدل نظرت نیست؟!
از سوز دل عاشق شیدا خبرت نیست؟
دانی چو من ای دل
دانی چو من غمزده یاری دگرت نیست!
بر من نظری کُن!
تو از آن نرگس شهلا
زین غصه دلم خون شد
و از دیده بُرون شد
هم راز من از سوزش دل آه دُرون شد
عاشق ز غم عشق
عاشق ز غم عشق تو پابند جنون شد!
امروز بیابَش
مَنِه این کار به فردا
عاشق ز غم عشق
عاشق ز غم عشق تو
پابند جنون شد
ای دلبر جانان
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *