الهه: بوسه باران (دعوا شد)

الهه بوسه باران دعوا شد

بوسه باران (دعوا شد)
شعر: عبداله الفت
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: الهه

بوسه بر او زدم دلم رسوا شد
بر سر بوسه‌ای چها بر پا شد
دعوا شد!
ـ چرا ؟
دعوا شد!
ها، بر سر یار و بوسه ام دعوا شد
با آن‌که اول خریدارش شدم
انگار نه انگار گرفتارش شدم
دعوا شد!
ـ چرا؟
یار من آمد او بلا پیدا شد
بر سر آن بلای جان دعوا شد
جان بر لب آمده کردم نثار راهش
چون گشتم به یک نظر دیوانه‌ی نگاهش
ـ دعوا شد!
ها، بوسه بر او زدم دلم رسوا شد
بر سر بوسه ای چه ها بر پا شد
. . .

* * *

 

گوگوش: گفتم نرو به غربت

گوگوش گفتم نرو به غربت

گفتم نرو به غربت
شعر: کریم فکور
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: گوگوش
انتشار: ۱۳۴۴

گفتم نرو به غربت، ترک سفر کُن
فکر سفر تو دیگر از سر به در کُن
از دوری و جدایی گفتم حذر کُن

رفتی به شهر غربت بی‌یار و همسر
از بام من زدی پَر، همچون کبوتر
ترسم تو را نبینم یکبار دیگر

ترسم خدا نکرده از این سفر نیایی
من مانم با رنج جدایی

من و تو کبوتر یک لانه بودیم
من و تو در عاشقی افسانه بودیم
من و تو از عشق هم دیوانه بودیم

پر زدی سوی صحرا از آشیانم
من مانده‌ام دور از تو زار و ندانم
عزم سفر کُنم یا اینجا بمانم؟

ترسم خدا نکرده از این سفر نیایی
من مانم با رنج جدایی

*‌ * *

error: Content is protected !!