گیتی: کتاب غم

گیتی دیوار جدایی

ترانه کتاب غم
ترانه‌سرا: هما میرافشار
آهنگساز: اسدالله ملک
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۰

جام دل پُر شده از شراب غم
من خرابِ دل و دل خرابِ غم
ای که درس عاشقی نخونده‌ای
غافلی ز مکتب و کتابِ غم

مگه دل بدون غم، پاک و با صفا می‌شه
هر دلی که غم داره خونهٔ خدا می‌شه

بس که خونه کرده غم به جون من
دیگه رفته از کفم حسابِ غم
شب شده باز می‌ریزه از آسمون
روی بام خونه‌ام سحابِ غم

مگه دل بدون غم، پاک و با صفا می‌شه
هر دلی که غم داره خونهٔ خدا می‌شه

♫  LP Cover  ♫

* * *

حمیرا: دلت میاد

حمیرا دلت میاد

دلت میاد
آهنگساز: حمیرا
ترانه‌سرا: هما میرافشار
تنظیم‌کننده: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۲

دلت میاد دلِ منو رها کُنی
دلت میاد منو زِ خود جُدا کُنی!
فنا شده جوونی‌ام به پایِ تو
دلت میاد دلِ منو فنا کُنی

قصّه‌ی بی‌وفایی دیگه نگو، دیگه نگو
این همه از جدایی دیگه نگو، دیگه نگو
زندگی‌ام حرومه اگه بری، اگه بری
کارِ دلم تمومه اگه بری، اگه بری
جداییِ من و تو خدا نیاره روزی
به پیکرِ دلِ من لباسِ غم ندوزی

تو هم مثلِ زمونه به من نامهربونی
نمی‌خواهی عزیزم کنارِ من بمونی
مَرو ترسم نمونه زِ من نام و نشونی

قصّه‌ی بی‌وفایی دیگه نگو، دیگه نگو
این همه از جدایی دیگه نگو، دیگه نگو
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

حمیرا: گذشتم

حمیرا باغ گل

گذشتم
آهنگساز: حمیرا
ترانه‌سرا: هما میرافشار
تنظیم‌کننده: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۵۱

از تو ای بلایِ جون گذشتم
از تو ای نامهربون گذشتم
قصّه‌ی شیرینِ دل تموم شد
عُمرِ من به پایِ تو حروم شد

چه کردم و تو با دلم چه کردی
به گریه‌هام چه خنده‌ها نکردی
رَها کن این دلی که از تو سیره
بذار دیگه به دردِ خود بمیره

این دل هَرزه گردتو،
قلبِ سیاه و سَردتو
بردار از این خونه برو،
از دلِ دیوونه برو

غرورمو به زیر پا شِکستم
به پایِ اون شکسته‌ها نشستم
تو رشته‌ی محبتو گُسستی
من این دلو به هر کَسی نبستم

♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: الهی بمونی

مهستی الهی بمونی

الهی بمونی
آهنگساز: حبیب‌الله بدیعی
ترانه‌سرا: هما میرافشار
تنظیم‌کننده: حبیب‌الله بدیعی
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۰

به شهر و دیاری ببر تو مرا
که نور خدا باشه و من و تو
نباشه به دلها نشونه‌یِ غم
اُمید و صفا باشه و من و تو
بریم اون‌جا که عشق و مستی خطا نباشه
تو سینه‌ها جایِ مَحَبت، ریا نباشه

به‌غیرِ خدا که مهربونه
نمی‌خوام دلِ دیگه بدونه
تو با وفایی، تو با صفایی

از این خسته‌دل پَروا مکُن
مرا بیش از این رُسوا مکُن
الهی بمونی با مهربونی
جدایی نگیری، قدرم بدونی
که دنیا نداره وفایی!

بمون بر سَرِ پیمونِ من
تو بازی مکُن با جونِ من
که دنیا سَرابه، نقشِ بر آبه
دو روزِ جوونی مثلِ حبابه
نیَرزه به یک‌دم جدایی!
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: دل این

مهستی دل این

دلِ این
شعر: هما میر افشار
آهنگ: اسدالله ملک
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۹

پاتو آهسته بذار، دلِ این
نداره صبر و قرار، دلِ این
اگر که شکسته چو جام بلا
اگر که فتاده ز چشم خدا
یه چشمهٔ نوره، یه جام بلوره، یه سنگِ صبوره، صفاش‌و ببین!
به دامت اسیره، اگر که بمیره ریا نپذیره، وفاش‌و ببین!
پاتو آهسته بذار، دلِ این
نداره صبر و قرار، دلِ این
اگرچه شکسته،
مّکِش تو به خونش، به دشت جنونش
بخدا دلِ این.
بگو تو به اون دل که وفا نمی‌دونه
اگر تو نمونی، دل من نمی‌مونه
نرو که نمیره، تو بمون که بمونه
پاتو آهسته بذار، دلِ این
نداره صبر و قرار، دلِ این

♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: دیگر چه خواهی!؟

مهستی دیگر چه خواهی

دیگر چه خواهی
شعر: هما میر افشار
آهنگ: اسدالله ملک
خواننده: مهستی

ای فلک بی‌آشیون، تنهای تنها مانده‌ام
دیگر چه خواهی!؟
خسته و بی‌همزبون، در سیل غمها مانده‌ام
دیگر چه خواهی!؟

زندگی زندون شده، غم کُنج دل مهمون شده
اختیار دل دیگه از دست من بیرون شده
در سکوت شب، تنها پناه من باشد دلِ ویرونه‌ای
من اسیرِ دل، این دل به دامِ غم در گوشه‌ی میخونه‌ای
از دلِ من جدا، غم نشد یک‌زمون
هر شبه تا سحر با دلم همزبون

ای فلک! آتش به جونت، بر دل نامهربونت
زیر و رو گردی الهی، از دلم دیگر چه خواهی!؟
چشمِ گریون مرا هر شب تماشا می‌کُنی
هر کُجا پنهون بشم بازم تو پیدا می‌کُنی
عمری برای من، بندی به پای من هستی شده
هر چه می‌خواهی بکُن با دل دیوونه‌ام، ای فلک!
گر نمی‌دونی بدون، ساکن میخونه‌ام، ای فلک!

* * *

مهستی: دوستت دارم بعد از خدا

دوستت دارم بعد از خدا

دوست دارم بعدِ خدا
آهنگساز: اسدالله ملک
ترانه‌سرا: هما میرافشار
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۵۱

پیمونه‌یِ چَشمم از گریه لبریزه
اما نمی‌ریزه رو گونه‌ها
می‌خوام ندونی بی‌وفا
دوست دارم بعدِ خدا

با آن‌که می‌دانی تو دگر تنها شده دلم
دور از تو دیگر خونه‌یِ غمها شده دلم

می‌خوام ندونی بی‌وفا
دوست دارم بعدِ خدا

با دیده‌یِ اَفسونگرِ خود
ای آرامِ جان بردی دلِ مرا
آتش زدی بر هستیِ من
ای نا آشنا با عالمِ صفا

گرچه می‌میرم زِ دردی بی‌دوا
گرچه می‌سوزم هنوز ای آشنا
می‌خوام ندونی بی‌وفا
دوست دارم بعدِ خدا

اگرچه دلِ شکسته‌یِ من به‌جز وفا نمی‌شناسد
بمیرد اگر به دیده‌یِ تَر، به‌جز تو را نمی‌شناسد

با آن‌که می‌دانی تو دگر تنها شده دلم
دور از تو دیگر خونه‌یِ غمها شده دلم
. . .

* * *

error: Content is protected !!