گوگوش: همخونه

گوگوش همخونه

همخونه
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: پرویز اتابکی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش

همخونه‌ی من، ای خدا
از من دیگه خسته شده
کتابِ عشقِ ما دیگه
خونده شده، بسته شده

خونه دیگه جای غمه
اون داره از من دور میشه
این خونه‌ی قشنگ ما
داره برامون گور میشه

ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه

اون دستِ گرم و مهربون
با دستِ من قهره دیگه
چشمای غمگینش با من
قصه‌ی شادی نمیگه

همخونه‌ی من با دلم
خیال سازش نداره
دستای مردونه‌ش دیگه
میلِ نوازش نداره

ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه

وقتی به یادِ اون روزا
بوسه به موهاش می‌زنم
سرش به کارِ خودشه
انگار نه انگار که منم

شب تا میخوام حرف بزنم
اون خودشو به خواب زده
اون مثل روزگار شده
یه روز خوبه، یه روز بده

ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: شب یلدای بوسیدن

عارف شب یلدای بوسیدن

شب یلدای بوسیدن
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: جمشید زندی
خواننده: عارف

[من اینجا در کناره صخره‌ای هستم
که روی آن نوشتی :تا ابد با تو هستم!»
ولی اکنون که آن را باد و باران پاک کرده
جز تو ای دریا ندارم شاهدی
جز تو و آن مرد قایقران که می‌خواند هم اکنون]

صدای موج سرگردان
صدای مرد قایقران
صدای بوسهٔ پارو
به هر موجی گلی خودرو
شبی از بوسه‌ها رنگین
شبِ فرهاد، شبِ شیرین
دو چشم تو تماشایی
چه آوازی! چه دریایی!
شبِ یلدایِ بوسیدن
و من با تو، و تو با من
شب دیگر شبِ غمها
تو دور از من، و من تنها
شبِ از گریه با شیون
نه من با تو، نه تو با من

♫  LP Cover  ♫

* * *

آرتوش: بوسه بر لبهای خونین

آرتوش بوسه بر لبهای خونین

بوسه بر لبهای خونین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

هربوسه‌ای پژمرده گردد
هر آتشی افسرده گردد
قلبِ من روزی به یادِ تو
چون گلی پژمُرده گردد

هرستاره گریه خواهدکرد
ابر غمگین گریه خواهدکرد
چشم ناز تو در میانِ خوابِ شیرین گریه خواهدکرد
می‌روی، من با دل غمگین می‌زنم بر آن لبِ شیرین
بوسه با لبهای خونین
تو دگر مرا نمی‌خواهی با دو چشم پیر و افسرده
با این چهره‌ی پژمرده
مرگ هم دیگر نمی‌خواهد عاشقی باقلب مُرده

● بر همین آهنگ با شعری دیگر،‌ ویگن ترانه‌ «بازگشت» را خوانده است. (در اینجا بشنوید.)

* * *

رامین ـ گوگوش: رویای نقش بر آب (ترانه فیلم)

گوگوش رامین رویای نقش بر آب

رویای نقش بر آب
ترانه‌سرا: نوذر پرنگ
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: رامین و گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۷
ترانه فیلم: شب فرشتگان

گوگوش:
چون دو مرغ پَر سفیدِ عاشق شیدا
با دل هم قصه گفتند، قصه‌ی غم‌ها

رامین:
این دو روز آشنایی‌ پیچ و خم داره
روز شادی، روز حسرت، روز غم داره

هم‌خوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم می‌زنه، نقش بر آبه!

رامین:
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین

گوگوش:
غنچه‌های آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین

هم‌خوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم می‌زنه، نقش بر آبه!

گوگوش:
هرکسی را همدمی
رانَد از دلش غمی
آشنایی دارد آدمی

رامین:
چند روز عمر ما
باشد همچون رویا
زیباترین رویاها!

هم‌خوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله
هر نقشی آدم می‌زنه، نقش بر آبه!

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: سلام ای عشق (ترانه فیلم)

گوگوش سلام ای عشق

سلام، ای عشق
ترانه‌سرا: ثریا شکیبایی
آهنگساز: عطالله خرم
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: طلوع
ضبط: پاییز ۱۳۴۸

ای عشق!
ای عشق!
ای مهربان‌ترین کلام خدا
سلام، سلام!
تو مرا به زندگی پیوند می‌دهی
ای عشق، ای عشق!
آه، تمام وجودم از تو لبریز است
زندگانی‌ام بی‌تو غم‌انگیز است
دوستت می‌دارم
سلام، سلام ای عشق!

♫  LP Cover  ♫

* * *

امیر رسایی ـ پوران: عشق بی‌فرجام

امیر رسایی پوران عشق بی فرجام

عشق بی‌فرجام
شعر: هدایت‌الله نیرسینا
آهنگ: رضا ناروند
خوانندگان: امیر رسایی و پوران
اجرا: ۱۳۴۲

امیر رسایی: 
ز من مخواه از تو رو نهان کُنم
به گوشه ای تنها آشیان کُنم
پوران: 
برو که میترسم با نوازشی
غم تو را در دل ، جاودان کنم
امیر رسایی: گرچه در آتش کِشی‌ام
تو عاقبت می‌کُشی‌ام
مگو تو با ما
پوران: ز من بپرهیز ، ز من تو بگریز
که آتشم، آتش سوزان
امیر رسایی: ز اشک و آهم ببین که خواهم
دلی ز عشق تو فروزان
پوران: زین فتنه تو بگذر رنج خود چو خواهی
امیر رسایی: دور از تو مرا کو جز اشکی و آهی؟!
پوران: بهتر که شود در تو عشق من فراموش
امیر رسایی: جز با تو نیفروزد این شعله خاموش
. . .
. . .
امیر رسایی: هرگز مگو از برم بگریز
پوران: شد سینه از عشق تو لبریز
. . .
. . .

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

ویگن: مرغ طوفان

ویگن مرغ طوفان

مرغ طوفان
شعر: ناصر صفا الهی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷

در غوغای طوفانها، در اوج آسمانها
پَر کِشد آسان مرغک طوفان
می‌تازد بر زمانه، خندد بر این افسانه
در دل طوفان، شاد و نوا خوان
کی ترسد از جان، کی گردد نالان در قلب آسمان
نه بیم از طوفان، نه خوف از باران، مغرور وشادان
بر دریا، شه‌پرها بشکسته در موج آب
بس مرغان، هراسان بنشسته روی گرداب
چون مرغ طوفان، کی ترسم از جان
در اوج محنت، باشم من خندان
مانم شاد و بی‌پروا در دست غمها
چون سنگ خارا در زندگانی
هر دم با ناامیدی، من در نبردم
عمری سر آرم با شادمانی

♫  LP Cover  ♫

* * *

پوران: شعله‌ی سرکش (شاخه گل ۲۸۲)

پوران شاخه گل ۲۸۲ شعله سرکش

شعله سرکش (شاخه گل ۲۸۲)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: پوران

الهی اگر عاشق شود
روزی چو من دیوانه‌اش کُن
چو دیوانه شد، همدرد من
در گوشه‌ی میخانه‌اش کُن

به غم یارش کُن، گرفتارش کُن
تا ز دل آهی کشد و اشکی بِفِشانَد
تا چو من بر آتش غم، دل را بِنِشانَد

ز نامُرادی باید اکنون سویِ صحرا رو کُنم
به سنگِ خارا نیمه‌شب‌ها شِکوه‌ها از او کُنم

داده از کف روشنی را
فانوسِ چشمم در جوانی
قصه‌ها گوید نگاهم
با این زبانِ بی‌زبانی

شُعله در کاشانه‌ام
سر می‌کشد از آهِ درد آمیزم
روز و شب توفان کُند
دور از رُخش این اشکِ سیل انگیزم

* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: شیرین شیرین

مرضیه شیرین شیرین

شیرین شیرین
شعر: منیر طه
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

شیرین‌بر و شیرین‌لب و شیرین‌دهنم
شیرین‌حرکاتم من و شیرین‌سخنم
شیرینم و شیرینم و شیرین‌شِکَرم
شیرینیِ هر مجلس و هر انجمنم

شرابم و مستی آرَم
به ساغر هر مِی‌خوارم
سبوکش شیرین‌کارم
بکِش به دوشم، بِبَر! که نوشم
که راحت هر آغوشم

به دست تو همچون جامم
به کامِ تو شیرین‌کامم
بیا که امشب من رامم
بکِش به دوشم، بِبَر! که نوشم
که راحت هر آغوشم

من شرابم و مستی آرَم
سبوکش افسون‌کارم
در سبوی خود جادو دارم
به ساغرِ هر مِی‌خوارم
به آسمانها اگر نهم پا به شور و غوغا
فرشته‌ام ساغر گیرد
خدای عشقم برگیرد
شراب و شهدم درگیرد
. . .

* * *

عهدیه: پریشان مکن (ترانه فیلم)

عهدیه پریشان مکن

پریشان مکن (دل پریشان)، (بوسه غم)، (مرا رها کن)
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: دنیای پر امید

مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن

رمیده جان و دل‌شکسته
منم به پای تو نشسته
منم به ماتم جوانی
نشسته ناامید و خسته

شکسته‌ای دل مرا، بگو چرا به سنگ غمها!؟
از این قفس کجا گریزم که همچو مرغی شکسته‌بالم
نمی‌دانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم

فلک به سنگ کینه‌ها، شکسته قامت مرا
مگر چه کرده‌ام خدایا!؟
شکسته‌سر، شکسته پا، ز عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا!؟

مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن

* * *

error: Content is protected !!