
چنین روزی (۳۰ بهمنماه) در ۵۰ سال پیش بود که «ایرج جنتیعطایی» ـ ترانهسرای معاصر ـ «تا گُلِ سرخ شدن» را سرود. و آن، فردای روز تیرباران «خسرو گلسرخی» و «کرامت دانشیان» بود.

چنین روزی (۳۰ بهمنماه) در ۵۰ سال پیش بود که «ایرج جنتیعطایی» ـ ترانهسرای معاصر ـ «تا گُلِ سرخ شدن» را سرود. و آن، فردای روز تیرباران «خسرو گلسرخی» و «کرامت دانشیان» بود.

در حکومت پیشین، در رو در رویی با حکومتیان ـ آنچنان که در این حکومت و همهی حکومتهای بعد از این هم ـ کم نبودهاند کسانی که فنا شدهاند. فدا، در راه باورهایی که داشتند؛ و مهمترین آن باورها، شاید، عدالتخواهی و برای همه یکسانخواستنهایشان. امروز (۲۹ بهمن) سالگشت تیرباران «خسرو گلسرخی» است؛ هماو که رسم «چانه زدن» نمیدانست.

شاید خاطرتان باشد و یا خوانده و شنیده باشید که جریان محاکمۀ گروه «کرامت دانشیان» و «خسرو گلسرخی»، در آنسال از تلویزیون سراسری ایران پخش میشد. در زمان بیان آخرین دفاعیاتِ دانشیان و گلسرخی، دستگاه حاکمه که غافلگیر شده بود، این پخش مستقیم از محل دادگاه نظامی را بهطور ناگهانی قطع کرد.

یادمان سرو ایستاده، «خسرو گلسرخی»،
هماو که رسم «چانه زدن» نمیدانست.

« خونِ ما»
سرودهٔ خسرو گلسرخی
با صدای: عاطفه گرگین

« خفته در باران »
سرودهٔ خسرو گلسرخی
با صدای: عاطفه گرگین