
افسانهٔ فرار
ترانهسرا: نظام فاطمی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۳
دیشب به خوابم آمدی
روبند نقره بسته
چون دختر افسانه بر تختِ روان نشسته
افتاده دور تختِ تو پردهی تور رنگی
چارگوشهی تخت روان، چهار غلام زنگی
کنیزکانِ خوشادا نشسته در کنارت
مشّاطه و ندیمهات، ساقی و پردهدارت
نشسته در برابرت دو دختر سیَهمو
به دستشان بادبزن و، بادبزن از پَر قو
چو گذشتی از بَرِ من
نشد از تو باور من
که نیفکَنی نگاهی
تو به دیدهی تَرِ من
چون دیدمت بیگانه
ناگَه شدم دیوانه!
تیغ از کمر کشیدم و اسب از سوار گرفتم
بنشاندمت در پیش زین، راه فرار گرفتم!
میرفتم و از پشت سر صدها سوار میآمد
صد فریاد «بگیر، بگیر» از هر کنار میآمد
اما من و تو تنها، دور از نگاه آنها
رفتیم چو باد صرصر سوی دیار دیگر
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *