با «ويگن» در آستانۀ حُسینیه!

چهارم آبان‌ماه امسال مصادف بود با سالگرد درگذشت «ویگن». یادم آمد عصر آن‌روز را در آن سال‌های دور، که به آنی در محلۀ ارمنی‌نشین خیابان «نادر شاه»، صدا به صدا پیچید که: «ویگن آمده عکاسی، عکس بندازه».

ادامه خواندن با «ويگن» در آستانۀ حُسینیه!

سیاوش کسرایی: پاییز درو (صدای شاعر)

سیاوش کسرایی مرتضی کیوان پاییز درو

بیست و هفتم مهر ماه امسال (۱۳۸۴) مصادف بود با سالروز پنجاه و یکمین سال تیرباران نخستین گروه از افسران سازمان نظامی حزب تودۀ ایران. تنها فرد غیرنظامی این گروه، «مرتضی کیوان» بود.

ادامه خواندن سیاوش کسرایی: پاییز درو (صدای شاعر)

سالگشت روز خاموشی «آتش کاروان»

عکس از «مهرانه آتشي»
برگرفته از فصلنامه «بررسي کتاب، ويژه هنر و ادبيات»

دوازدهم شهریور ماه، سالگشت روز خاموشی «آتش کاروان»

ادامه خواندن سالگشت روز خاموشی «آتش کاروان»

تاریخچه‌ ترانه‌ی «مرا ببوس» به روایت «راوی حکایت باقی»

حسن گلنراقی مرا ببوس

راوی این حکایت قصد جمع‌آوری خاطراتی را دارد که به‌نوعی با «ترانه مرا ببوس» پیوند دارد، و با به اجرای آن در موقعیت و مناسبت‌های مختلف اشاره شده، و همچنین آن دسته از شایعه و روایاتی که «افسانه‌های پیرامون ترانۀ مرا ببوس» نام دارد. حکایاتی که در نبود روایت درست از ماجرا، خود به‌جای تاریخ و واقعیت نشسته‌اند و ملاک قرار می‌گیرند.

حال اینکه چرا نه فقط تاریخ و سابقۀ این ترانه، که واقعیت خیلی از رخدادهای فرهنگی ادبی سیاسی کشور ما، در چنبره‌ای از شایعه و تحریف، و یا غباری از حدس و گمان و اطلاعات شفاهی مغشوش و مخدوش گرفتار و دچار است، خود حدیث دیگری است که بماند.

ادامه خواندن تاریخچه‌ ترانه‌ی «مرا ببوس» به روایت «راوی حکایت باقی»

مرا ببوس (آخرین وداع در شب تیرباران)

از شایعات همه‌گیر مربوط به ترانۀ «مرا ببوس» یکی هم آنکه در همان ایام، مردمان گفتند و باور کردند که شعر این ترانۀ غمگین و درعین حال شورانگیز را سرهنگ ژاندارمرى «عزت الله سیامک»، از رهبران سازمان نظامی حزب توده ایران، پیش از اعدام در۲۷ مهر ماه ۱۳۳۳  در زندان و در وصف سرنوشت غم‌انگیز افسرانی که اعدام می‌شدند، سروده است.

ادامه خواندن مرا ببوس (آخرین وداع در شب تیرباران)

ترانه‌ی «مرا ببوس» در نوشته‌ها

راوی این حکایت قصد جمع‌آوری خاطراتی را دارد که به‌شکل مکتوب در کتاب‌های مختلف چاپ و منتشر شده. خاطراتی که به‌نوعی با «ترانه مرا ببوس» پیوند دارد، و با به اجرای آن در موقعیت و مناسبت‌های مختلف اشاره شده، و همچنین آن دسته از شایعه و روایاتی که «افسانه‌های پیرامون ترانۀ مرا ببوس» نام دارد. حکایاتی که در نبود روایت درست از ماجرا، خود به‌جای تاریخ و واقعیت نشسته‌اند و ملاک قرار می‌گیرند.

ادامه خواندن ترانه‌ی «مرا ببوس» در نوشته‌ها

ترانه‌ی «مرا ببوس» در سروده‌ها

گرچه خلق «ترانه» در تلفیقی از شعر و موسیقی و صدا شکل می‌گیرد، و غالبا در یک مثلث هنری مرکب از «ترانه‌سرا»، «آهنگساز» و «خواننده» تکمیل و عرضه می‌شود، ولی گویا نزد ما ایرانیان، این بیشتر «خوانندۀ» ترانه است که شناخته شده‌تر است، و ما غالبا ترانه مورد نظرمان را با نام خوانندۀ آن به‌یاد و زبان می‌آوریم. مثل: «الهۀ ناز بنان»، «جمعۀ فرهاد» و «مرا ببوس گلنراقی».

ادامه خواندن ترانه‌ی «مرا ببوس» در سروده‌ها

مرا ببوس (آتش‌ها در کوهستان‌ها)

«ناصر انقطاع» در بخشی از کتاب «پان ایرانیست‌ها و پنجاه سال تاریخ»، جدا از شرح دوستی و مراوادت خود با «حیدر رقابی» و آنچه که به سرودن شعر «مرا ببوس» مربوط می‌شود، [+] در ضمن اشاره‌ای هم دارد به ماجرایی که به‌نوعی با یک بیت از این ترانه پیوند می‌یابد. ماجرای آتش‌افروزی طرفداران «دکتر مصدق» در بلندی‌های «قله توچال» و «پس‌قلعه» در شمال تهران.

ادامه خواندن مرا ببوس (آتش‌ها در کوهستان‌ها)

پروانه ـ مرا ببوس (ترانه فیلم اتهام)

شهین ، داریوش کوشان و ناصر ملک‌مطیعی  ـ فیلم «اتهام» (سال ۱۳۳۵)

ترانۀ «مرا ببوس» در یکی از صحنه‌های فیلم با صدای «پروانه»، و با لب‌خوانی «ژاله علو» خوانده می‌شود. در آن فیلم «ژاله علو» نقش زنی را داشت كه شوهر سابقش را به سزای خیانتی که به او کرده رسانده، و حالا پس از ماجراهای بعدی عاقبت خود را به پلیس معرفی كرده است. در صحنه‌ای كه زن با دختر كوچک خود وداع می‌كند و به سوی زندان و مجازات روانه می‌شود، این ترانه را می‌خواند.

ادامه خواندن پروانه ـ مرا ببوس (ترانه فیلم اتهام)

error: Content is protected !!