قصهٔ دو ماهی
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود
خالی از اشکای شور، از غم بود و نبود
پولکامون رنگارنگ، روزامون خوبو قشنگ
آسمونمون یکی، خونمون یه قلوه سنگ
خندهمون موجارو تا ابرا میبُرد
وقتی دلگیر بودم، اون غصه میخورد
تورای ماهیگیرا وا نمیشد
عاشقی تو دریا تنها نمیشد
خوابمون مثل صدف پُر مروارید نور
پُر شد این قصهی ما توی درياهای دور
همیشه تُک میزدیم به حبابای درشت
تا که مرغِ ماهیخوار اومدو جفتمو کُشت
دلش آتیش بگیره! دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه، سایه اش افتاده رو آب
بعد ما نوبت جفتای دیگهست
روز مرگِ زشت دلهای دیگهست
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره
نمی خوام تنها باشم، ماهییه دريا باشم
دوست دارم که بعد از این توی قصهها باشم
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت «قصهی دو ماهی» به روایت شهیار قنبری
* * *