تو بارونی، تو آفتابی
شعر: مینا اسدی
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: رامش
تو بارونی، تو بارونی ـ ببار که باغم بکُنی
تو آفتابی، تو آفتابی ـ بتاب که داغم بکُنی
تو میتونی با یک نگاه، دلها رو بیتاب بکُنی
هزار هزار ستاره رو از خجالت آب بکُنی
کویر خشک و تشنه رو سیراب سیراب بکُنی
روز و شب زنجیریها آفتاب و مهتاب نداره
چشمۀ چشما بهخدا خشکیده و آب نداره
دلی که منتظر باشه خواب نداره، خواب نداره
تو میتونی کلید باشی قفل درها رو وا کُنی
پاهای پینهبسته رو از زنجیرها جدا کُنی
تو میتونی برکهها رو دریا کُنی، دریا کُنی
تو میتونی اگه بخوای قیامتی برپا کُنی
کبوترای خسته رو از قفسا رها کُنی
تو میتونی دیو شبو رسوا کُنی رسوا کُنی
تو بارونی، تو بارونی ـ ببار که باغم بکُنی
تو آفتابی، تو آفتابی ـ بتاب که داغم بکُنی
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت ترانه «تو بارونی، تو آفتابی» به روایت «مینا اسدی»
* * *