هوشنگ ابتهاج:‌ ستاره آهو (سهیلا گلستانی)

هوشنگ ابتهاج ستاره آهو

هوشنگ ابتهاج (سایه) را کمتر کسی است که نشناسد. شاعری غزل‌سرا که در سرودن اشعار نیمایی هم طبع و دستی توانا دارد. اما شاید بسیاری ندانند او سالها پیش سه ترانه هم برای اجرا شدن سروده است.

یکی از این سه ترانه ملودی آهنگش هم از خود اوست. «تو تنها،‌من تنها» که عبدالوهاب شهیدی خواند. دو ترانه‌ی دیگر را اما بر دو آهنگ از ساخته‌های همایون خرم نوشته است. «سرگشته» (تو ای پری کجایی)، و «ستاره آهو». ترتیب سرودن این ترانه‌ها را از نظر زمان نمی‌دانیم ولی «ستاره آهو» از شروع ساخته شدن تا اجرای آن چیزی حدود چهل سال طول کشیده است! تازه هوشنگ ابتهاج دوست داشته آن را گوگوش بخواند که خُب قسمت نشده.! حکایت این ترانه به روایت خود شاعر خواندنی است.

[سایه]: یه کار دیگه هم بود که حیف شد به سامان نرسید؛ آقای همایون خُرم یه آهنگی ساخته که هنوز اجرا نشده، از چهل سال پیش مونده همین طور. من یه شعر خیلی عجیب و غریب براش ساختم. اصلا نمی دونم این مضمون از کجا به ذهنم اومد! یک ستاره و یک آهو عاشق هم می‌شن؛ نه تنها از زمین تا آسمان با هم فاصله دارن که یک بُعدِ جنسی دارن اصلا؛ یکی حیوانه و یکی جماد.

آهنگ فوق العاده قشنگیه. اصلا من خودم به آقای خُرم گفتم که برای این آهنگ من شعرشو می‌سازم.

چرا این کار اجرا نشد؟

[سایه]: برای این که فکر کردیم که این‌و باید یه خواننده‌ زن بخونه که صدای بالا داشته باشه و کسی رو نداشتیم که بتونه از عهده این آهنگ بربیاد و اونو درست ادا بکنه. . . چند سال پیش آقای خُرم به من زنگ زد. بهش گفتم: «آقای خُرم اون آهنگ‌و چی کار کردی؟» گفت: «یادم رفته.» گفتم: «مگه ننوشتی آهنگ‌و؟» گفت: «نه.» گفتم: «چطور ممکنه همچو چیزی؟!» گفت: «یه چیزایی یادمه» و بعد پای تلفن شروع کرد به خوندن. گفتم: «آقای خرم! اینجای آهنگ این طوری نبوده است.» گفت: «چه جوری بود؟» براش پای تلفن خوندم. گفت: «اِ… چطور شما آهنگ من‌و حفظی ولی من یادم رفته.» دوباره یه تیکه‌شو خوند؛ باز گفتم: «آقا این طوری نبوده.» خلاصه پای تلفن درست کردیم آهنگ‌و.

چند وقت قبل خُرم‌ رو خونه‌ی [فرهاد] فخرالدینی دیدم. . . گفتم: «آهنگ چی شد؟» گفت: «مونده و کسی رو پیدا نمی‌کنم بخونه.» من بهش گوگوش رو پیشنهاد کردم. خُرم هم پسندید. . . خیلی آهنگ قشنگیه. شعرش هم خوب حالتِ آهنگ‌و بیان می‌کُنه.

ستاره دیشب
چه قصه می‌گفت
که چشم آهو
دمی نمی‌خُفت

ستاره می‌دید
که چشم آهو
به آسمانهاست.

ستاره می دید
در آن هیاهو
که حلقه زد اشک
به چشم آهو
دلی که جُفتش
در آسمانهاست
همیشه تنهاست
تنهاست.

اگر ستاره
نه جُفتِ آهوست
چرا نگاهش
همیشه با اوست

ستاره! آهو
همیشه تنهاست
بگو به آهو
ستاره تنهاست

دلی که افتاد
جدا ز همزاد
همیشه تنهاست
تنهاست.

بگو، بگو ستاره
کجا، کجا دوباره
رها شود به سپهر
اسیر آب و گلی
به ره گشایی مهر
دلی رسد به دلی

برگرفته از: پیر پرنیان‌اندیش، (جلد اول) انتشارات سخن ـ تهران، چاپ اول ۱۳۹۱، صفحهٔ ۴۷۴ تا ۴۷۶

* * *

سه ترانه‌ای که هوشنگ ابتهاج سرود:
سرگشته (حسین قوامی)
ستاره آهو (سهیلا گلستانی)
تو تنها، من تنها (عبدالوهاب شهیدی)

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *