نیمایوشیج: داستانی نه تازه (کانون پرورش فکری)

شعرهای نیمایوشیج
با صدای: احمد شاملو
موسیقی متن: احمد پژمان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۱

داستانی نه تازه

شامگاهان که رؤيت دريا
نقش در نقش می‌نهفت کبود،
داستانی نه تازه کرد به کار
رشته‌ای بست و رشته‌ای بگشود
رشته‌های دگر بر آب ببرد.

وندر آن جايگه که فندق ِپير
سايه در سايه بر زمين گسترد
چون بماند آب جوی از رفتار
شاخه‌ای خشک کرد و برگی زرد
آمدش باد و، با شتاب ببرد.
همچنين در گشاد و شمع افروخت
آن نگارين چرب‌دست استاد
گوشمالی به چنگ داد و، نشست
پس چراغی نهاد بر دم باد
هرچه، از ما به يک عتاب ببرد.
داستانی نه تازه کرد، آری
آن ز يغمای ما به ره شادان؛
رفت و ديگر نه بر قفاش نگاه
وز خرابیّ ماش آبادان
دلی از ما، ولی خراب ببرد!

فروردین ۱۳۲۵

 * * *

بازگشت به یادنامهٔ «نیمایوشیج»

* * *