عباس مهرپویا: لطف خدا

عباس مهرپویا لطف خدا

لطف خدا
شعر: فریبرز امیر ابراهیمی
آهنگ: حسن مهرپویا
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: عباس مهرپویا

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

عباس مهرپویا: پرستاری

عباس مهرپویا پرستاری

پرستاری
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیز مژدهی
تنظیم: آلوارو سباستیان
خواننده: عباس مهرپویا

♫  LP Cover  ♫

* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

ویگن: گیسوی کوتاه

ویگن گیسوی کوتاه

گیسوی کوتاه
شعر: پرویز وکیلی
تنظیم آهنگ: ارکستر آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن

نمی‌دانم چرا ناگه
نموندی مویت را کوته
های های های های

سر زلف پریشان را
ز دامانت کردی جدا
های های های های

فکندی بر خاک پایت
برهنه شد شانه‌هایت
های های های های

آمد بادِ بهار، سر مست و بی قرار
رقص آن گیسوی پریشانت کو!؟
گویی از لطافت، آزرده شانه ات در زیر بار گیسو

روزی هم‌آغوش تو بود
زیب بر و دوش تو بود
های های های های

کو دیگر آن رنگ و بویش
رفته به باد آرزویش
های های های های

این حال من، این روز او
این قصه‌ی جان سوز او
های های های های
. . .

* * *

منوچهر سخایی: عروسی

منوچهر سخایی عروسی

عروسی
شعر: وحید ادبی
آهنگ: کامبیز مژدهی
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: منوچهر سخایی

خُنچه‌ها پُر از آلوچه
مطرب و ساز و کمونچه
عروس می‌برند از کوچه
ساز و نقاره
شمع و شراره
آسمون پُر ستاره
فصل بهاره
دل بیقراره
دنبال یاره
ببین چه ماهه عروس گردن بلوری
لباسهاش سفید و توری
چه ماهه! چه ماهه!
خدایا چشم بد دور
خدایا چشم بد دور

* * *

ویگن: غریق (توفان)

ویگن غریق

غریق (توفان)
شعر: پرویز وکیلی
ارکستر: آلوارا سباستیان
خواننده: ویگن

طوفان در دریا غوغا می‌کرد
بیدادی در کِشتی‌ها می‌کرد
دست ناخدا بر آسمان
هراسان، خدا خدا می‌کرد

آه! ناله‌های جانها، زاری و فغانها
می‌شکست آوای طوفان را
در میان آنها دلداده‌ای رسوا در قلب امواج طوفان‌زا
بی‌خبر دست و پا می‌زد معشوقش را صدا میزد آه
که: ای عشق من لیلا، لیلا
بازآ به سوی من بازآ، آه

طوفان در دریا غوغا می‌کرد
بیدادی در کِشتی‌ها می‌کرد
دست ناخدا بر آسمان
هراسان، خدا خدا می‌کرد

آه در آن سوی دریا گیسوان لیلا
گشته بود افشان به روی آب
آن سینه‌ی بازش با یک جهان رازش
می‌پیچید اندر کام گرداب
بی‌خبر گویی از خوابش
عاشقی می‌داد آوازش، آه
که: ای عشق من لیلا، لیلا
آخر کجا رفتی بازآ، آه

* * *

error: Content is protected !!