کولی
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
♫ LP Cover ♫
* * *
بمون تا بمونم
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: آندرانیک آساطوریان
خواننده: گوگوش
همصدای خوبم، بخون تا بخونم
عمرِ من تو هستی، بمون تا بمونم
یه جا ابره آسمون، یه جا پُر از ستاره
یه جا آفتابیه آسمون، یه جا میباره
بیتو اما همه جا ابری و غم گرفتهاس
ابرِ آسمون یه قطره بارونم نداره
تو اگه باشی، آسمون صافه
غصهها پُشتِ کوهِ قافه
با تو من بهارم
بیتو شورهزارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بیتو یه قابِ شکسته رو دیوارم
اونورِ دنیا شبه، اینورِ دنیا روزه
یهجا خورشید خاموشه، یهجا داره میسوزه
بیتو اما شب و روز فرقی با هم نداره
تو چشمای منتظرم سیاهی موندگاره
تو اگه باشی ابرا میبارن
دشتای خالی پُر گُل میشن
با تو من بهارم
بیتو شورهزارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بیتو یه قابِ شکسته رو دیوارم
♫ LP Cover ♫
* * *
دو پنجره
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: گوگوش
به: پلِ همیشه جاری صدا و ترانه تا ابدیت: وارژان
توی یک دیوار سنگی
دو تا پنجره اسیرن
دو تا خسته دو تا تنها
یکیشون تو، یکیشون من
دیوار از سنگِ سیاهه
سنگِ سرد و سختِ خارا
زده قفل بیصدایی
به لبای خستهی ما
نمیتونیم که بجنبیم
زیرِ سنگینیِ دیوار
همهی عشق من و تو
قصه هست قصهی دیوار، آه . . .
همیشه فاصله بوده
بین دستای من و تو
با همین تلخی گذشته
شب و روزای من و تو
راه دوری بین ما نیست
اما باز اینم زیاده
تنها پیوند من و تو
دست مهربونِ باده
ما باید اسیر بمونیم
زنده هستیم تا اسیریم
واسه ما رهایی مرگه
تا رها بشیم میمیریم، آه . . .
کاشکی این دیوار خراب شه
من و تو با هم بمیریم
توی یک دنیایِ یگه
دستای همو بگیریم
شاید اونجا توی دلها
دردِ بیزاری نباشه
میونِ پنجرههاشون
دیگه دیواری نباشه
تهران، ۱۹۶۸
♫ LP Cover ♫
* * *
موزیک چشم من
حسن شماعیزاده
دو راهی
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: گوگوش
شدیم از یادِ یکدیگر فراموش
دو راهی بین ما بگشوده آغوش
از آن عشقی که در ما شعله میزد
به جا مانده اجاقی سرد و خاموش
میانِ من و تو دوراهی نشسته
صدایی نمانده به لبهای بسته
به لبهای خموشِ این دو راهی
نشسته قصهی غمگین رفتن
همیشه راهِ ما با هم یکی بود
ولی راهت جدا شد دیگر از من
اگر در چشم هم اشکی ببینیم
توانِ رفتن از ما میگریزد
برو بگذار این دیوار کهنه
به نامِ عشقِ ما در هم بریزد
میان من و تو دوراهی نشسته
صدایی نمانده به لبهای بسته
تهران، ۷۰ ـ ۶۹
در روزگار دانشجویی به پیشنهاد پسرعموی مادرم (حسین سرفرازی، شاعر و روزنامهنگار معروف)، برای گذرانِ زندگی با رادیو ایران ـ ارکستر جوانان ـ همکاری خود را بهعنوان ترانهسرا آغاز کردم. هنرمندانی مثل محمد سریر، [حسن] شماعیزاده، [حمید] پناهی، [پرویز] غیاثیان و [شهرام] شاهوردی به رهبریِ دلسوزانهی [ژورا] میخائیلیان هستهی اصلیِ آن گروه را تشکیل میدادند. شماعیزاه و من تقریباً هر روز همدیگر را در رادیو میدیدیم، اما نه با هم سلام و علیکی داشتیم و طبیعتاً همکاری. او در کنار کار رادیو، با ارکستر گوگوش هم همکاری داشت و من مشغول درسخواندن و در کنارِ ترانهسازی که فقط اسم من بود (و نه اندیشههای تازهای که داشتم) و هر از گاهی قلمی در مطبوعات میزدم. پس از یک سال که من به هزار و یک دلیل همکاریم را با رادیو قطع کردم؛ شماعیزاده این ملودی را که اولین آهنگِ او برای گوگوش بود به توصیهی اسفندیار منفردزاده، موسیقیدانِ نامدارِ معاصر به من سپرد که این آغاز همکاری پُر بار و تاریخساز ما بود. آشنایی و همکاری با گوگوش را هم همین ترانه سبب شد. گوگوش از سفرِ موفقیتآمیزش (فستیوال آواز ایتالیا) بازگشته بود و من از سفر سوگواری و هنوز سیاهپوشِ پدر. گوگوش که ترانههای مرا از شماعیزاده شنیده بود و بهقولِ خودش با آنها زندگی کرده بود آنچنان گرم و صمیمی با من روبرو شد و به تسلی سخن گفت که گویی از سالها پیش یکدیگر را میشناسیم. «جاده» را از شماعیزاده شنیده بود و حتی با آهنگ از حفظ میخواند و آنچنان میخواند که گویی مرا با تمام سنگینیِ کولهبارِ غمِ بر شانههایم در امتدادِ جادهی تنهایی آواز میکند.
[از ریشه تا همیشه، گزینهی سیسال ترانههای اردلان سرفراز، نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحهی ۱۴۳ و ۱۴۴]
♫ LP Cover ♫
* * *
نمیاد
شعر: آرش سزاوار
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: گوگوش
آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد
صدای گریه بارون توی ناودون نمیاد
اون که من دوسِش دارم از خونه بیرون نمیاد
واسهی این دلِ تنها دیگه مهمون نمیاد
نمیاد، نمیاد، نمیاد تا بدونه
جای خالیش تو خونه
واسه من یه زندونه
دیگه اون دوس نداره
واسه من گُل بیاره
روی موهام بذاره
یادمه روزی که آشنا شدیم
روزی که مثل دو غنچه وا شدیم
وقتی اون با بوسه لبهامو میبست
نمِ بارون رو لبامون مینشست
♫ LP Cover ♫
* * *
دستای تو
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: دشنه
دستای تو
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: دشنه
دستای تو
(به: برادرانم حسن، ساسان و افشین)
ای که بیتو خودمو تک و تنها میبینم
هر جا که پا میذارم تو رو اونجا میبینم
یادمه چشمای تو پُرِ درد و غصه بود
غُصهی غُربتِ تو قدِ صد تا قصه بود
یادِ تو هر جا که هستم با منه
داره عمرِ منو آتیش میزنه
تو برام خورشید بودی، توی این دنیای سرد
گونههای خیسمو دستای تو پاک میکرد
حالا اون دستا کجاس، اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده لبِ قصههای خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مُرد
عاشقِ آسمونا پشت یک پنجره مُرد
آسمون سنگی شده، خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریههامو ندیده
یادِ تو هر جا که هستم با منه
داره عمرِ منو آتیش میزنه
داراب ۱۳۷۱ ـ ۱۳۷۰
[صفحات ۳۹ تا ۴۰ «از ریشه تا همیشه، گزینهی سی سال ترانههای اردلان سرفراز»، نشر البرز ـ آلمان]
♫ LP Cover ♫
* * *
چشم من
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: داریوش اقبالی
چشم من بیا منو یاری بکُن
گونههام خشکیده شد، کاری بکُن
غیرَ گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکُن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تمومِ ابرای آسمونا
کاشکی میداد همه رو به چشمِ من
تا چشام به حالِ من گریه کنن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
قصهی گذشتههای خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشکِ حسرت ببارم
دلِ هیشکی مثلِ من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشکشو کم میاره
خورشیدِ روشنِ ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همهجا رنگِ سیاه ماتمه
فرصتِ موندنمون خیلی کمه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
سرنوشت، چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لبِ بسته، سینهی غرقِ به خون
قصهی موندنِ آدم همینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
داراب ۱۳۷۱ ـ ۱۳۷۰
نیاز به گفتن نیست که ترانههای «چشم من» و «دستای تو» چرا، چگونه ساخته شدند. هر دوی این مرثیهها، در سوگِ رستم قصههایم ـ پدرم ـ سروده شدهاند که حتی مصیبتِ نداشتنش را نتوانستم سیر گریه کنم و این دریغ مرا تا آخرِ عمر شکنجه میدهد که چرا در آخرین لحظهها با او نبودم.
[صفحات ۴۱ تا ۴۳ «از ریشه تا همیشه، گزینهی سی سال ترانههای اردلان سرفراز»، نشر البرز ـ آلمان]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *