عارف ـ رامش: دلداده

عارف رامش دو دلداده

دو دلداده
آهنگساز: سلیمان اکبری
خوانندگان: عارف و رامش
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵

رامش: آیا دانی یا ندانی مِهر از کَس دیگر نخواهم!
عارف: آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم!

رامش: مِهر از من مجو دیگر
عارف: زین قصّه مگو دیگر

رامش:
زین چَشم ناز‌آفرین، جادوی آتشین،
کَس آرامی ندیده!
غنچه‌ی بوسه‌ای از باغ چهره‌ام
لبهای کَس نچیده!

عارف:
دل شیدا مرا گوید ای دلربا
بوسم رویت چو گُلها
رنگ پیراهنت می‌زیبد بر تنت
هم‌چون باده بر مینا

رامش:
من شیوه‌ی یاری ندانم،
رسم دلداری ندانم،
با تو گفتم سرگذشتم

عارف:
آه، آن تو بودی، این تو هستی
که این همه دل‌ها شکستی
از تو هم دیگر گذشتم!

همخوان:
آیا دانی یا ندانی مِهر از کس دیگر نخواهم!
آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

رامش: در بسته

رامش در بسته

در بسته
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سلمیان اکبری
خواننده: رامش

درست سه سال آزگار
که تا شکفته نوبهار
از این کوچه گذر کُنم
نگاه به بوم و در کُنم
اینجا کجاست!؟ خونه‌ی یار
خونه‌ی خالیِ نگار
هنوز این درِ‌ بسته
به انتظار نشسته

چیه این پریشونی‌ید!؟
چین افتاده به پیشونی‌ید
کلیدِ تو دست کیه!؟
انگار تو دست دلبره
سه نوبهار اومد و رفت
هنوز تو راه سفره

چه بی‌سروصدا رفت
نپرسیدی کجا رفت!؟
پری شد و پَر کشید
دود شد و بر هوا رفت

بگذریم از این های‌وهو
نه تقصیر تو بود، نه او
نه بوم گناه داره، نه در
گناه به گردنِ سفر

* * *

مرضیه: بُت‌پرست (مرمر رویا)

مرضیه بت پرست

بُت‌پرست
شعر: ابوالقاسم زارعی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: مرضیه

ساختم بُتی دیشب ز تو با مرمر رویایِ خود
جان دادمت با یک جهان نازک‌خیالی‌های خود

لبخند شیرینی هم ای‌جان
بر زیر لب‌هایت نهادم
اول دلم را هدیه کردم
و انگاه به پای تو فتادم

مستانه افشاندم بُتم
بوسه ز سر تا پای تو
لبهای من آتش گرفت
از آتشین لبهای تو

سرگشته‌ی دشتِ جنونم تا که هستم
از ساغر عشق تو زیبا مستِ مستم
غیر از تو دیگر در جهان یاری ندارم
دور از تو جز پیمانه غمخواری ندارم

* * *
پیکر تراشی و بت‌شکنی در ترانه‌های ایرانی

* * *

ویگن:‌ تنها به خاطر تو

ویگن تنها به خاطر تو

تنها به خاطر تو
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۶

ای ساز خوش‌آوا با دلدار من
کُن قصه از چشم شب‌بیدار من
تو پابند شرمی، دل در بند تو
من یابم شادی‌ها از لبخند تو

با نغمه‌های عاشقانه گشته نالان، ساز دلم
من با این ساز غم‌آلوده با تو گویَم راز دلم
من از همان دَم که بربَستی بار سفر
خوب می‌دانستم نمی‌آیَد از تو خبر!
پس از این نه فلک، نه پّری، نه مَلَک
دستم از تو جدا نکُند!

بازآ به سویَم با مهربانی
غم‌های نهانی دانم تو دانی
من در دل ندارم جز یاد تو را
با کس نگوید دل، بیداد تو را

*‌ * *

ویگن: چشمه آب حیات

ویگن چشمه آب حیات

چشمه آب حیات
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: ویگن

چشمه آب حیات
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷

چشمه‌ی آب حیات، عمر جاویدان دهد
بر هوس‌ها جان دهد چون چشمه‌ی لبان تو
ای بوسه‌ات چشمه‌ی نور
چشمه‌ی آب حیات، چشمه‌ی لب‌های تو
عشق ناپیدای توست
در این کویر آرزو عمری شدم خانه به دور

ز آن رو خواهم عمر اَبد با تو در این جهان
تا بسپارم هر نفسی در آغوش تو جان!
باشد لبت سرچشمه‌ی زندگانی
از فیض آن، عمرم شود جاودانی
باشد از آن لب‌های تو مستی من
ای عشق تو سرمایه‌ی هستی من!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

عارف: باور نکردی

عارف باور نکردی

باور نکردی
ترانه‌سرا: ابوالقاسم حالت
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴

رنگم دیدی، حالم دیدی
بر حال زارم خندیدی
رفتی، فریادم نشنیدی

تو را گفتم این سوز غم دیگر
وجود مرا کرده خاکستر
تو این سرگذشت ملال‌آور
شنیدی، نکردی ز من باور

گوش دهی به گفته‌های او
چون رقیب من سخن گوید
آن افسانه را کُنی باور
او هر آن‌چه عیب من گوید

این‌گونه ترکم می‌گویی
چون یاری دیگر می‌جویی
دور از مایی، چون با اویی

به هجرت دل او نمی‌لرزد
ولی من ز عشقت کنم زاری
چه حاصل از این جان‌فشانی‌ها
تا تو روی دل سوی او داری

که بخت من نشد یارم
تا دل تو را به دست آرَم
من ز روزگار خود نالم
از تو کِی شکایتی دارم

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»

* * *

امیر رسایی: نیامدی (حلقه طلا)

امیر رسایی نیامدی (حلقه طلا)

نیامدی (حلقه طلا)
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۴

ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری

ای امید من خطا مکُن
مرا چنین رها مکُن
ندانی چه کشیدم
چو آن حلقه‌ی زرین در انگشت تو دیدم

آه. . . تویی امید جان ما
رها نمی‌کُنم تو را
ندانم به کجایی
به من از چه جدایی
تو رفتی که بیایی

چه شد که حلقه‌ی امید ما چنین گًسستی
به حلقه‌ای طلا دل مرا چرا شکستی
ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی امیر رسایی»

* * *

گوگوش: تشنه

گوگوش تشنه

تشنه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: گوگوش

شانه کشیدی زلف سیه را کردی
سنبل افشون هی هی هی هی
رنگ هزارون لاله وحشی دادی
بر لب خندون هی هی هی هی
چو بر آیینه بنشینی شود آیینه خریدارت
به شکرخنده‌ی گلریزت ، دل آیینه گرفتارت
تا که از خانه نهی پا سر کوی و بازار
خیره گردد به رهت دیده‌ی صد خواستگار
کشته مرا ناز نگاه تو و ناز شستت
دلم چو یک کبوتر اسیر میون دستت
ای گل روی تو چون بهار جاودانی
لب تو چشمه‌ی نوش آب زندگانی
تشنه‌ام از جام لبت جرعه شرابم بده
بهر خدا، یا بکشم یا که جوابم بده
* *‌ *
error: Content is protected !!