گوگوش: قلب من گریه کن

گوگوش قلب من گریه کن

قلب من گریه کن
شعر:‌ پوری بنایی [ایرج جنتی‌عطایی]
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده:‌ گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۹

گریه کن ای قلب من، دیوانه شو او می‌رود
بعد از این با هر کسی بیگانه شو، او می‌رود
گریه کُن این گریه‌ها پایان ندارد
جز تو کس در ماتمم اشکی نبارد

خاطر آور قصه‌ی ما قصه‌ی عشق و وفا بود
روزگاری هر کسی با قصه‌ی ما آشنا بود
این زمانه قلب من با داغ غمها مانده‌ است
چون درخت تیره‌بخت تنهای تنها مانده‌ است

● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «با تو بدرود» سروده هوشنگ توفیقی، با صدای عارف (۱۳۴۸) (در اینجا) و «شکوه« سروده رضا شمسا با صدای امیر رسایی (۱۳۴۸) (در اینجا) اجرا شد.

*‌ * *
♫  LP Cover  ♫

* * *
حکایت ترانه «قلب من گریه کن» (پوری بنایی ـ گوگوش)

* * *

گوگوش: لالایی مادر

گوگوش لالایی مادر

لالایی مادر
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز غیاثیان
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
انتشار صفحه: پاییز ۱۳۵۱

لالایی کُن بخواب خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا هزار تا رنگه
یه وقت بیدار نشی از خوابِ قصه
یه وقت پا نذاری تو شهرِ غصه

لالایی کُن مامان چشماش بیداره
مثل هر شب لولو پشت دیواره
دیگه بادبادکِ تو نَخ نداره
نمی‌رسه به ابرِ پاره پاره

لالایی کُن، لالایی کُن
مامان تنهات نمی‌ذاره
دوسِت داره، دوسِت داره
می‌شینه پایِ گهواره

همه چی یکی بود و یکی نبوده
به من چشمات میگه دریا حسوده
اگه سنگ بندازی تو آب دریا
میاد شیطون با ما به جنگ و دعوا

دیگه ابرا تو رو از من می‌گیرن
گُلای باغچه‌مون بی تو می‌میرن
لالایی کُن، لالایی کُن
مامان تنهات نمیذاره
دوسِت داره، دوسِت داره
می‌شینه پای گهواره

♫  LP Cover  ♫

* * *
«لالایی» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

پروین: همینم که هستم

پروین همینم که هستم

همینم که هستم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: پروین

ی

اگر عاشقم، اگر آتشم
اگر آتشی چنین سرکشم
همینم که هستم‌ ای دل‌
خوشا عارفانه دنیای من
خوشا عاشقانه رویای من
از این باده مستم‌ ای‌ دل‌
فسانه‌یی بودم، دیوانه‌ام‌ ای دل‌ ای دل‌ تو کردی
از عالم و هستی‌ بیگانه‌ام‌ ای دل‌، ای دل‌ تو کردی

اگر عاشقم، اگر آتشم
اگر آتشی چنین سرکشم
همینم که هستم‌ ای دل‌
خوشا عارفانه دنیای من
خوشا عاشقانه رویای من
از این باده مستم‌ ای‌ دل‌
شب آمد و‌ ای آن‌که از عاشق جدایی
ترسم خدا ناکرده امشب هم نیایی
به روی خود نمی‌‌آری که مرغی در قفس داری
ز عهدی که بستم‌ ای‌دل‌، پشیمان پشیمان شدم من
من آن سرو تُهی‌دستم که از آزادگی مستم
به روزی نشستم‌ ای دل‌ که سر در گریبان شدم من

* * *
ترانه‌شناسی «رضا ناروند» در این سایت

* * *

گوگوش: گل غم

گوگوش گل غم

گل غم
شعر: رضا شمسا
آهنگ: هادی آزرم
خواننده: گوگوش
ضبط: اوایل زمستان ۱۳۴۹
انتشار صفحه: زمستان ۱۳۵۱

غم در دل من، به قدرِ عالمه
غمهای عالم برای من کَمه
رنگِ غروبه دل افسرده‌ام
غرقِ سکوته وجودِ مُرده‌ام

وای از من و غمهای من
وای از دلِ تنهایِ من

ای آسمان، ای آسمان
ستاره‌ای در شامِ من نمانده
دستِ بلا، آخر مرا
در دامنِ دشتِ جنون نشانده

من که محبت از کسی ندیده‌ام
من که همه خونه دلِ رنجیده‌ام
چون مرغکِ غمگین و دور از آشیان
سر در میان بال و پر کشیده‌ام

دیگر نمی‌یابد مرا روزی اگر بیاید
با یاد او از گور من گلهای غم بر آید

غم در دل من، به قدرِ عالمه
غمهای عالم برای من کَمه
رنگِ غروبه دل افسرده‌ام
غرقِ سکوته وجودِ مُرده‌ام

وای از من و غمهای من
وای از دلِ تنهایِ من

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: نوای شادی

ویگن نوای شادی

نوای شادی
شعر: ابوالقاسم حالت
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن

نوای شادی
ترانه‌سرا: ابوالقاسم حالت
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۲

خزان شد چون بهاران
که اکنون زین گلستان
گُلی زیبا برآمد
بهاری دیگر آمد

ز هر کران بَرآید نوای شادمانی
دل‌انگیز و طرب‌زا چو رویای جوانی
فُروزد هر طرف رنگین‌چراغی
چو گُل‌هایی که افروزد به باغی

خزان شد چون بهاران
که اکنون زین گلستان
گُلی زیبا برآمد
بهاری دیگر آمد

فروزان شد دل ما
ز شادی، محفل ما
همه‌جا، هر طرف جشن دل‌آرا
به شوق روی آن گُل، شده برپا
. . .

*‌ * *

ویگن: نگه کن!

ویگن نگاه کن

نگه کن!
ترانه‌سرا: رضا شمسا
آهنگساز: سارگن الکساندر
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷

نگه کُن، نگه کُن به چشمان سیاهش!
که دل می‌رُباید ز من، ناز نگاهش!
به فتنه‌ای نظر کُن که با آن قد و قامت
که هرجا پا نهاده به‌ پا کرده قیامت!

شب غم شد سحر، پرتو عشقی
دگر در دل شیدایی‌ام جلوه‌گر آمد
برای دل من، ز شادی خبر آمد

خدای آسمان‌ها بر این شوخ فریبا!
ز حُسن و دلربایی چه کم دادی خدایا؟

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

گوگوش: ای خورشید (ترانه‌ فیلم)

گوگوش ای خورشید

ای خورشید
ترانه‌سرا: ثریا شکیبایی
آهنگساز: عطالله خرم
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: طلوع
ضبط: پاییز ۱۳۴۸

بشنو اکنون قصّه‌ای شیرین
قصّه‌ی دریاچه‌ی رنگین
قصّه‌ی دریاچه و خورشید‌!

آن زمان، دریا بود تنها
تا گُل خورشید گشت پیدا
لب خورشید، گُل شد و خندید
عشق دریا در دلش جوشید!

آه، ای خورشید!
ای گُل خوش‌رنگ دشت آسمان!
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید!

سینه‌ی من، بستر نرم تو ای خورشید!
این دل من خانه‌ی گرم تو ای خورشید!

آه، ای خورشید!
ای گُل خوش‌رنگ دشت آسمان!
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید!

♫  LP Cover  ♫

* * *

ایرج: شمع شب‌افروز

ایرج شمع شب افروز

شمع شب‌افروز
شعر: حافظ
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: ایرج

یارب این شمع دل‌افروز ز کاشانه کیست؟
جان ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟

حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که می‌خسبد و همخانهٔ کیست؟

[باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان‌ده پیمانهٔ کیست؟]

می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانهٔ کیست؟

دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
باز پرسید خدا را که به پروانهٔ کیست؟

[یارب آن شاهوش ماه‌رخ زهره‌جبین
دُرّ یکتای کِه و گوهر یکدانهٔ کیست؟]

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

مهستی: یاد او

مهستی یاد او

یاد او
آهنگساز: انوشیروان روحانی
ترانه‌‌سرا: معینی کرمانشاهی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۹
ترانه فیلم:‌ نسل شجاعان

ای خدای آسمانها من سراپا شور عشقم
شمع پُر سوز محبت شعلهٔ پُر نور عشقم
تا به کی ساکت بمانم من که پُر از آرزویم
قصه‌ای در دل نهفته غصه‌ای شد در گلویم؟

ناله از عشق او، نکُنم، چه کُنم؟
با غمش گفت‌وگو، نکُنم، چه کُنم؟
دل اگر ناله‌ای نکُند، چه کُند
من اگر یاد او، نکُنم، چه کُنم؟

[اگر این غم نهفته در من
گُلِ شادی شکفته در من
به‌خدا دل نهَم به پایش
به‌خدا جان کنم فدایش
زِ جدایی نگریزم که به جایی رسیده کارم
که پُر از غم شدم اما به اُمید و به انتظارم]

● این بخش در اجرای اول این ترانه برای فیلم «نسل شجاعان» خوانده شده است.

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: بی‌نشان (ترانه فیلم)

ویگن بی نشان

بی‌نشان
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: اعتراف (۱۳۴۵)

بیا که با یاری خدا شد ز غم، رها سینه‌ی ما
بیا که از آتش وفا پُر شد از صفا سینه‌ی ما

چو برگ گُل، بعد از این تو را
روی دامنم می‌نشانم
ز شوق دل، بر تو اشک خود
همچو شبنمی می‌فشانم
شرابی از عشق آتشین
بر تو نازنین می‌چشانم!

بیا که با یاری خدا شد ز غم، رها سینه‌ی ما
بیا که از آتش وفا پُر شد از صفا سینه‌ی ما

پرنده‌ی نازنین بیا از شادی، نغمه سر کُن!
سخن بگو، آتش مرا بیش از این شعله‌ور کُن!

بیا که چون روی دلکِشت
در همه جهان، کس ندیده!
خدا تو را بهر شادی قلب عاشقان آفریده!

بیا که با یاری خدا شد ز غم، رها سینه‌ی ما
بیا که از آتش وفا پُر شد از صفا سینه‌ی ما

* * *

error: Content is protected !!