
سوغاتی
[به: نصرت رحمانی]
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
ادامه خواندن اردلان سرفراز (صدای شاعر) سوغاتی (مجموعه ترانهها)

سوغاتی
[به: نصرت رحمانی]
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
ادامه خواندن اردلان سرفراز (صدای شاعر) سوغاتی (مجموعه ترانهها)

حیف
آهنگساز: محمد حیدری
ترانهسرا: هما میرافشار
انتشار: پاییز سال ۱۳۵۳
حیف، حیف که عمرم به پایِ تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بیثمر شد
خونهیِ تو گوشهیِ زندون واسه من بود و بس
عشق تو یک خوابِ پریشون واسه من بود و بس
روز رو لبام خنده بهظاهر اگه جون میگرفت
شب که میشد چشمایِ گریون واسه من بود و بس
حیف، حیف که عمرم به پایِ تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بیثمر شد
وای نگو، نگو دلا قدرتو میدونه
پیر اگه بشی دیگه با تو نمیمونه
باز ملامتش نکُن چشمایِ گریونم
اونکه از نگاهِ تو چیزی نمیخونه
حیف، حیف که عمرم به پایِ تو هدر شد
حیف از جوونیم که با تو بیثمر شد
* * *

آشتیپذیر
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: محمد حیدری
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۳
ای آشتیپذیر! در قلب من نمیر، نمیر!
قهری اگر گذشت، از من به دل مگیر، مگیر!
خود لطف زندگیست این قهر و آشتی
با کینه پس مگیر مهری که داشتی
همراه خوب و بد، دنیا گذشتنیست
دردا در این سفر ره برنگشتنیست
ای آشتیپذیر! در قلب من نمیر، نمیر!
قهری اگر گذشت، از من به دل مگیر، مگیر!
ای آشتیپذیر! دلتنگیام ببین!
در موج رنگها بیرنگیام ببین!
گر دلگرفتهام، زان مهر نارس است
بر مهر خود فزا این قهرها بس است
ای آشتیپذیر! در قلب من نمیر، نمیر!
قهری اگر گذشت، از من به دل مگیر، مگیر!
* * *

مثل گذشتهها نیست!
شعر: مینا اسدی
آهنگ: محمد حیدری
خواننده: هایده
انتشار: زمستان سال ۱۳۵۲
اون که یه روزی واسه من خدا بود
با قصهی غصههام آشنا بود
اون که یه روز سنگ صبور من بود
حوض بلور، چشمهی نور من بود
حالا دیگه مثل گذشتهها نیست
نگاهش غریبه است، دیگه آشنا نیست
اون که یه روزی وحشتِ جدایی
قلبشو تو سینه ز غم میلرزوند
بدیهامو میدید و دم نمیزد
بازم برام قصهی خوبی میخوند
اون که اگه ازش جدا میشدم
دیوونگیهاش منو برمیگردوند
* * *
«مینا اسدی» (شاعر) و ترانههای او
* * *

آب از سر گذشته (نامهربونی)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: محمد حیدری
خواننده: الهه
نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته برنگشته
رسوای شهرم، نمیخواهی بدونی که آب از سر گذشته
عشقم نمیمیره
سامان نمیگیره
رسوای شهرم، نمیخواهی بدونی که آب از سر گذشته
نامهربونی، نمیخواهی بدونی، گذشته برنگشته
امشب دلِ من از غم گرفته
لبریز درده، ماتم گرفته
عشق منو رد میکُنی
با من چرا بد میکُنی
من با تو قهرم، بیا رسوای شهرم، که آب از سر گذشته
نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته
♫ LP Cover ♫
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

نمیری الهی
آهنگساز: محمد حیدری
ترانهسرا: تورج نگهبان
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۲
با منِ افسرده دل اینهمه بد تا مکُن
خستهتر از خستهام کردهای، اما مکُن
با دلم ای آشنا عشوهگریها چرا؟
اینهمه بیگانگی با منِ تنها مکُن
این غصه مرا کُشته خدایا
عشقش زِ دلم میرود آیا؟
عشقم نپذیری، وفایِ من نخواهی
با این همه ای یار، به دل نمیری الهی!
تو بختِ سپیدی، اگرچه دل سیاهی
با این سَردی مگو که بد نکردی
با من هرگز تو مهربان نگردی!
♫ LP Cover ♫
* * *

ابر غم (دل سرد سرده)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: محمد حیدری
خواننده: هایده
انتشار: پاییز سال ۱۳۵۲
غم که با شادی هم آغوشی نداره
گريه کن! گريه که خاموشی میآره
بذار امشب نکُنم اشکهامو پنهون
کی میگه: مستی فراموشی میآره.
دل سردِ سرده، همه رنج و درده
چشمام يه درياس بس که گريه کرده
حالا که تو ابر چشمام بارون غم نهفته
تو شورهزار قلبم گلهای غم شکفته
بازم میخواد چشمای من مُرواریبارون کُنه
غم تا میآد به خونهمون، شهر رو چراغون کُنه
آسمونِ قلب مرا ابرای غم گرفته
گريهی پنهونی مگه دردهام رو درمون کُنه
دل سردِ سرده، همه رنج و درده
چشمام يه درياس بس که گريه کرده
♫ LP Cover ♫
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *