عشق خود حاشا مکن (با صدای پرتو)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
عشق خود حاشا مکُن
با من چنین سودا مکُن
این امشبو فردا مکُن
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
آتش بزن در سینه سودای هوس را
چون من اگر عاشق شدی بگذر ز دنیا
از عاشقی پروا مکُن
این امشبو فـردا مکُن
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
راضی مشو فریاد من هر شب رود تا آسمانها
راضی مشو نامت فتد در بیوفایی بر زبانها
اکنون که من هستم وفا کُن
فردایِ بیفردا رها کُن
این امشبو فردا مکُن
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
راضی مشو هر نیمهشب از سوز دل آهی برآرَم
راضی مشو بر چهرهی مِهر و وفا داغی گُذارم
در عشق من دل با خدا کُن
فردایِ بی فردا رها کُن
این امشبو فردا مکُن
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
شاید اگر امشب رَوَد فردا نیاید
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *