حمیرا: صبرم عطا کن (اولین ترانه)

حمیرا صبرم عطا کن

 

صبرم عطا کن
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: حمیرا

خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و به مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کُن به‌در
یا که صبرم عطا کُن
یا نصیبم نما بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن

چرا به نگاهش، به چشم سیاهش
تو این همه مستی دادی؟
از آن همه مستی، تو هستی ما را
به باده‌پرستی دادی؟

حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کُن!
دردم دوا کُن!

چرا تو به جای وفا و محبت
به او رخ زیبا دادی؟
به او سرِ زلفِ شکسته
برای شکستِ دل ما دادی؟
عمری در این سودا به سر بُردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا

حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کُن!
دردم دوا کُن!

* * *
حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»

* * *

حمیرا: بهار عشق من (گلهای رنگارنگ ۵۱۸)

حمیرا بهار عشق من

بهار عشق من
گلهای رنگارنگ ۵۱۸
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا

ای بهار عشق من! بی‌روی تو رنگ خزان دارد بهارم
وای از این بی‌حاصلی، فریاد از این عشقی که من در سینه دارم

اسیر غمت را نمانده دگر
نه شوقِ تماشا، نه ذوقِ سفر
نهالِ امیدم نداده ثمر
غم تو چنانم گرفته به بَر
که از دو جهانم نمانده خبر

اگر تو ندانی، خدای تو داند
که از غمت آمد چه بر سر من
اگر تو نبودی برابر چشمم
خیالِ تو بوده برابر من
نسیم بهشتی، شمیم بهاری
که جان من آری به پیکر من
بیا که بریزی ز ساغر چشمت
شرابِ محبت به ساغر من

مستِ عشق توام
بی‌تو چنگِ دلم نغمه‌ای نسراید
از شکسته‌دلان، ساز خسته‌دلان نغمه کی به در آید

♫  LP Cover  ♫

* * *
مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا

* * *

حمیرا: پشیمانم (گلهای رنگارنگ ۴۳۳)

حمیرا پشیمانم گلهای رنگارنگ ۴۳۳

پشیمانم
(گلهای رنگارنگ ۴۳۳)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده:‌ حمیرا

اگر با دل مهربان تو من بی‌وفا شده‌ام، پشیمانم
اگر غیر تو در جهان به کسی آشنا شده‌ام، پشیمانم
امیدم تویی، ناامیدم مکُن، جز تو یاری ندارم
سحر شد، بگو با کدام آرزو سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی همنوا شده‌ام
پشیمانم، پشیمانم

چرا پُشتِ پا بر جهان نزنم؟
به دست خود آتش به‌ جان نزنم؟
بگو با همه بی‌پناهی خود
چرا شعله بر آشیان نزنم؟
عهدی که با چشم مست تو بستم
دیوانگی کردم آن را شکستم
خدا داند جز تو گر با کسی همنوا شده‌ام
پشیمانم، پشیمانم

می‌میرم از این پریشانی
دردا که هرگز نمی‌دانی
با من چه کرد این پشیمانی
تا با خدای خود گفت‌وگو دارم
عشق گذشته را آرزو دارم
خدا داند امیدِ دلِ ناامیدم تویی، جز تو یاری ندارم
سحر شد، بگو با کدام آرزو سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی همنوا شده‌ام
پشیمانم، پشیمانم

* * *

حمیرا: به او چه بگویم!؟ (گلهای رنگارنگ ۵۷۰)

حمیرا به او چه بگویم گلهای رنگارنگ ۵۷۰

به او چه بگویم!؟
گلهای رنگارنگ ۵۷۰
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا

جدا ز تو ای رفته از بر من
نمانده دگر جان به پیکر من
شکفته گل و من جدا ز تو‌ام
کجا شود این قصه باور من!؟

غمت ز وجودم نرفته برون
دانم این‌که کنون
بی‌خبر ز من و روزگار منی
بود چه نیازی به باغ و گلم، ای امید دلم
آن زمان که تو گل در کنار منی

جواب دلم را بگو چه بگویم!؟
اگر ز تو پرسد، به او چه بگویم!؟
بگو چه بگویم!؟
بگو چه بگویم!؟

♫  LP Cover  ♫

* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا

* * *

error: Content is protected !!