منوچهر سخایی: دختر شالی‌کار

منوچهر سخایی دختر شالی کار

دختر شالی‌کار
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیر مژدهی
خواننده: منوچهر سخایی

سحرگاهان از افق طلایی
سر می‌زند خورشید زرنگار
جوی سپید از دامن کوه و دشت
رو می‌نهد به سوی شالیزار

دختر شالی‌کار
سرمست و بی‌قرار
با پای برهنه
رقصد در شالی‌زار
بنشیند لب رود
با پای گل‌آلود
گونه‌اش ز سردی
شده سرخ و کبود

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

منوچهر سخایی: عروسی

منوچهر سخایی عروسی

عروسی
شعر: وحید ادبی
آهنگ: کامبیز مژدهی
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: منوچهر سخایی

خُنچه‌ها پُر از آلوچه
مطرب و ساز و کمونچه
عروس می‌برند از کوچه
ساز و نقاره
شمع و شراره
آسمون پُر ستاره
فصل بهاره
دل بیقراره
دنبال یاره
ببین چه ماهه عروس گردن بلوری
لباسهاش سفید و توری
چه ماهه! چه ماهه!
خدایا چشم بد دور
خدایا چشم بد دور

* * *

منوچهر سخایی: برف

منوچهر سخایی برف

برف
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده: منوچهر سخایی
ارکستر: آلوارو سباستیان

برف سپید آید نرم و سبک رقصان
پیرهن افکنده بر سر کوهستان
خفته شهر و دشت در حریر برف
در غبارش گمشده آسمانِ ژرف
من در زیر پنجره خاموشم
می‌گریم با یاد تو در جوشم
که مگر صدای تو برسد در گوشم
چو پرنده‌ای گمراه و سرگردان و خاموشم
ز نشان پای تو که بُود به روی برف
گذرم به جستجوی تو تا دره‌های ژرف

* * *
ترانه‌شناسی «کامبیز مژدهی» در این سایت

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

error: Content is protected !!