آتش به جان شمع فتد
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
برچسب: جواد لشگری
الهه: کبوتر من
کبوتر من
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
مرغک من! ای کبوتر من!
ای که ربودی دل از برِ من
از چه پریشانی، از چه پریشانی؟
در طلبِ دانه ز چه بال و پر افشانی؟
تا به سرِ بامِ توام، رامِ توام
بستهی دامِ توام
از تو نگاهی میخواهم
آنچه تو خواهی میخواهم
در پیچ تو از دام آزادم
شد رنجم از یادم
از تو نگاهی میخواهم
آنچه تو خواهی میخواهم
مرغک زیبا، یکه و تنها
افسرده، آزرده، محزون تا کی
چو من در این دنیا؟
نکن دگر پروا
شاد و خرامان
بال و پر افشان
از لانه بیرون شو
مجنون تا کی؟
تو بال و پر بگشا
به سوی من بازا
تا بندم چون تو به مهر کسی
میجویم صحبت همنفسی
* * *
رامش: بگو دگر چه میخواهی
بگو دگر چه میخواهی
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: رامش
* * *
یادنامهی «سیمین بهبهانی» در این سایت
* * *
مرضیه: عشق پنهان
عشق پنهان
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه
ز کویت نگران رفتم
به سوی دگران رفتم
امید از تو بُریدم
تو عشق از من نهان کردی
نگفتی و گمان کردی
که دست از تو کشیدم
به من رخ ننمودی
غمم را بفزودی
پدید آمد جدایی
صفا از تو ندیدم
پیامی نشنیدم
ز مهر و آشنایی
بگرفتم من ره دیگر
دل بستم بر مَه دیگر
تو ز دست من آشفتی
گله کردی، با من گفتی
که من گنهکارم، کُند گرفتارم
دلِ هوسبارم
(گُنه از تو بُوَد بهخدا، بهخدا
ز تو دارم من گلهها،
تو فزون کردی غم مرا
که برفتی ره خطا،
که شکستی دلِ مرا)
تو چرا نشدی همرازم
تو چرا نشدی دمسازم
چرا، چرا، چرا!؟
تو که حال من میدانی
ز چه آتش دل ننشانی
چرا، چرا، چرا!؟
گل بودم، خارم اکنون
با حسرت یارم اکنون
چرا، چرا، چرا!؟
* * *
دلکش: تو نسوزی
تو نسوزی
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
دلکش: گمراه
گمراه
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
الهه: آخرین ترانه
آخرین ترانه
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
این آخرین ترانهی من است
این آخرین نشانهی من است
شد شانهام ز بار غم تهی
چون دست او به شانهی من است
مست و نغمهخوان شدم
عشق او بهانهی من است
حاصل دو روز عمر
مستی شبانهی من است
مایهی امید من وعدههای او بُوَد
وعدههای او مرا عین آرزو بُوَد
عشق او سرشت من
چشم او عدوی جان
وه که سرنوشت من
در کف عدو بُوَد
شادیام ز گل و می میشود فزون ولی
مستیام ز نگه آن فرشتهخو بود
چو نی نغمهها در گلو دارم
به دل روز و شب یاد او دارم
به جز آرزوی وصالش نیست
اگر در جهان آرزو دارم
* * *
مرضیه: داد دل
داد دل
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه
آمدهام سیر گل و سبزه کُنم بهانه
دستت بگیرم سوی صحرا بشوم روانه
گُلبنِ باراندیده
سبزهی نو روییده
بزم طرب بهر تو چیده
لالهی صحرا باده
کرده به جام آماده
شاهدِ گُل چهره گشاده
شکوفا شده گل بهر تماشای من و تو
نباشد ز چه در پای گلی جای من و تو
چرا رو ننمایی چو گلهای بهاری
غمین از جه نشستی؟ غم از دست که داری؟
تو را جلوهی رخسار و جمال است و جوانی
که خوش باشی و دادِ دل ز دنیا بستانی
تو دلکشتر و شیرینتر از آنی
که یک لحظه به تلخی گذرانی
چرا ارزش یاری نشناسی
چرا قدر مُحبت تو ندانی
. . .
* * *
دلکش: تنهایی (اجرای دوم)
تنهایی (اجرای اول)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
شب آمد، هجران باز آمد، وای از تنهایی
غم آمد، حرمان باز آمد، وای از تنهایی
عشق آمد، فکر تو آمد، یادِ تو ای مَه
در قلب سوزان باز آمد، وای از تنهایی
سپیده زد، سحر آمد، به سر آمد شب هجرانم
نیامدی تو مَه من، به لبِ من ز غمت جانم
مرغ شب بارد با من اشک غم دامن دامن
تیرهتر گردی ای شب! چه کُنی آخر با من
ای شبِ هجران که نباشد سحری تو را
آه! ز یار من تو نداری خبری چرا
وای! چه شد آن وفا، آه! چه شد آن صفا
دور از رویت، همچو مویت
سیه کرده روز من، غم خانهسوز من
* * *
الهه: ناله ساز
نالهٔ ساز
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه