مرضیه: پیغام من

مرضیه پیغام من

پیغام من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

کو یاری تا به دیارم برساند؟
پیغامم را به نگارم برساند
کو غمخواری که کنارم بنشیند؟
دلدارم را به کنارم برساند
من هم شدم جدا ز آشیانه
من هم دلم شکسته ای زمانه
من هم به ناله‌های عاشقانه
در این زمانه گشته‌ام فسانه
بی‌خبرم ز جای بی‌نشان تو
بر لبِ من رسیده جان به جانِ تو
هجر تو شد نصیبِ من در این میانه

چه شود کز تو رسد به شکسته‌دلی خبری؟
چه شود گُل فِکند به بد آب و گِلی نظری؟
چو نسیم سحر ز برم بگذر
بگذر که مگر گلی از گِل من بدمد
چو روم به نظر

* * *

مرضیه: وعده دیدار (عاشق شیدا)

مرضیه وعده دیدار

وعده دیدار (عاشق شیدا)
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده:‌ مرضیه

عاشق شیدا من، واله و رسوا من
نوگٔلِ رعنا تو عزیزم، آفتِ دلها تو
بر تو نظر دارم، دیده به در دارم
تا به در آیی تو عزیزم‌، ای گٔلِ گلزارم
سایه از سر برگرفتی تا که رفتی نگار من
شد نصیبم بی‌‌نصیبی؛ غم فضا شد بهار من

نگرفتی‌ دستم ز وفا که ز پا افتادم
نکِنی‌ گر یادم به‌خدا، نروی از یادم
ننشستی در خلوت ما که دهی‌ بر بادم
نشوی گر یارم غم تو فکند بنیادم

آتش دل‌ من ننشاندی
کار ما به جنون تو کشاندی
جام غم ز کفت بگرفتم
شهدِ جان ز لبت نچشاندی

به خدا که غمت کُشدم، کُشدم
به خدا ستمت کُشدم، کُشدم
چه کُنی‌ نومیدم؟ که تویی امیدم
ز پی‌ دل‌ رفتم ثمرش را دیدم

* * *

مرضیه: بهار من

مرضیه: بهار من

بهار من
شعر: منیر طه
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

ای بهار من، ای نگار من
بیا! بیا بنشین به برم
که بی‌تو از خود بی‌خبرم
تو راحت جانی

می ز جام تو
غم به کام من
به ساغری بنشان شررم
بیا! بیا بنشین به برم
به عهد و پیمانی

می‌سوزد همه پیکر من
بنشان با لبت اخگر من
بشکن ساغر می به سر من
که نشنوی فریاد مرا
چو بَرکنی بنیاد مرا
ز جور و بیدادی

چو جام جانم را شکنی
اگر نظر بر ما فکنی
چه جای فریادی

ای ساقی گل سیما
بنما کرمی با ما
یک جرعه شرابی ما را

مست از می نابم کُن
از باده خرابم کُن
پر کُن قده مینا را

ماییم و گدای خانه‌ی مِی
شد این دل ما ویرانه‌ی مِی

بنگر به دل بشکسته ما
در پای خود ای مستانه‌ی مِی
با ما مستی آه
با ما مستی‌ها تا کی

بیا بیا بنشین به برم
که بی‌تو از خود بی‌خبرم
تو راحت جانی

به ساغری بنشان شررم
بیا! بیا بنشین به برم
به عهد و پیمانی

* * *

دلکش: پشیمانم

دلکش پشیمانم

پشیمانم (پشیمان شدم)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

مگو، مگو
برای من حدیثِ آشنایی
مگو، مگو
که یادم آوَرَد غمِ جدایی
مگو، مگو

تو ای جَسته از گوشه‌ی بام من
ببر دیگر از یاد خود نام من
چه عمری به پایت تبه کرده‌ام
عجب روزگاری سیه کرده‌ام

پشیمان شدم، پشیمان شدم
از آن می ز دست تو نوشیدن
برای وصال تو کـوشیدن
پشیمان شدم، پشیمان شدم

چه بی‌همزبان مانده‌ام وای
چرا بی‌نشان مانده‌ام وای

بـه یادت زدم می،
سبویم شکستی
به پایت فتادم،
نگفتی که هستی
عجب غافل بودم
چه ساده دل بودم

دگر ناله را در گلو کُشته‌ام
به دل هرچه بود آرزو کشتـه‌ام
سر ساقی اکنون سلامت که من
شررهای می در سبو کُشته‌ام
پشیمان شدم، پشیمان شدم

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: سنگ خارا (گلهای رنگارنگ ۲۶۱)

مرضیه سنگ خارا گلهای رنگارنگ ۲۶۱

سنگ خارا
(گلهای رنگارنگ ۲۶۱)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ:‌ علی تجویدی
تنظیم: روح‌الله خالقی
خواننده: مرضیه

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگِ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخن‌ها
نُکته‌ها از انجمن‌ها
بشنو ای سنگِ بیابان
بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون
با شما دمسازم اکنون

شمعِ خودسوزی چو من
در میانِ انجمن
گاهی اگر آهی کشد
دلها بسوزد

یک چنین آتش به‌جان
مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود
تنها بسوزد

من یکی مجنون دیگر
در پی لیلای خویشم
عاشق این شور و حال
عشق بی‌پروای خویشم

تا به سویش رهسپارم
سر زمستی بر ندارم
من پریشان‌حال و دلخوش
با همین دنیای خویشم
. . .

* * *

هایده: نصیب من (گلهای رنگارنگ ۵۱۵)

هایده نصیب من گلهای رنگارنگ ۵۱۵

نصیب من (رنگ تمنا)
(گلهای رنگارنگ ۵۱۵)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده

بعد عمری بی‌وفایی
با رقیبان آشنایی
رفتی و دیدی که تنها
جز من افتاده از پا
در جهان یاری نداری
در شب تاریک غم‌ها
یار غمخواری نداری

ای دریغ از آن همه دلدادگی‌ها
سادگی، افتادگی، آزادگی‌ها
شد نصیب من از این بیگانگی‌ها
گریه‌‌ها، هنگامەها، دیوانگی‌ها

رفتی و درهای غم را بر من از هر سو گشودی
گر چه در دلدادگی صد گونه ما را آزمودی

ساده دل من کز همه عالم به تو رو کرده بودم
با همه دیر آشنایی‌ها به تو خو کرده بودم
دل به عشقت بسته بودم
با غمت بنشسته بودم
مُردم از این ناسپاسی
وای از این حق‌ناشناسی

اگر تو ز پا افتاده بودی
به دل‌شکنی دل داده بودی
دست این افتاده از پا می‌گرفتی، می‌گرفتی
جای این نیرنگ‌ها، رنگ تمنا می‌گرفتی، می‌گرفتی

ای دریغ از آن همه دلدادگی‌ها
سادگی، افتادگی، آزادگی‌ها
شد نصیب من از این بیگانگی‌ها
گریه‌‌ها، هنگامەها، دیوانگی‌ها

* * *

مرضیه: دیدی که رسوا شد دلم

مرضیه دیدی که رسوا شد دلم

دیدی که رسوا شد دلم
شعر: رهی معیری
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

دیدی که رسوا شد دلم،‌ غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دلِ بی‌آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی بر زلفِ او عاشق شدم

ای‌وای اگر صیاد من،
غافل شود از یاد من، قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود،
وز رشته‌ی گیسوی خود بازم رهاند

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم

در پیشِ بی‌دردان چرا فریادِ بی‌حاصل کُنم
گر شِکوه‌ای دارم ز دل با یارِ صاحبدل کُنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فِتادم به راهی که پایان ندارد

از گُل شنیدم بوی او،
مستانه رفتم سوی او
تا چون غبارِ کوی او،
در کوی جان منزل کنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم از فتنه‌ی گردون «رهی»
افتادم و سرگشته چون امواج دریا شد دلم

* * *

error: Content is protected !!