04
بهبه چه خوشگله
شعر: مهدی سهیلی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
04
بهبه چه خوشگله
شعر: مهدی سهیلی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
بندهٔ عشق
(ساقی امشب ما را دیوانه کردی)
شعر: نواب صفا
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
ساقی امشب ما را دیوانه کردی
ما را بیخود از یک پیمانه کردی
از جانبازی هرگز پروا نکردم
دل را شمع و جان را پروانه کردی
ما را با افسونت افسانه کردی
یادم کُن ای بختِ من، یادم کُن
شادم کُن با بوسهای، شادم کُن
بندهی عشقم در کویت، حلقه به گوشم من
بی لبِ نوشینت ای جان باده ننوشم من
همچو می از غم دوری تو از چه نجوشم من
چون سر زلف تو در به در و خانه بهدوشم من
آه که سر پا جور و جفایی
نه وفا داری نه صفایی
* * *
جام طلا
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
سحر که از کوهِ بُلند جامِ طلا سر میزنه
بیا بریم صحرا که دل بهر خداش پَر میزنه
بیا بریم جونِ کیجا دنبالِ اون مردِ جوون
تا دامنِ چیندار خود پُر بکنیم لاله و ریحون
مُرغکِ زیبا روی چمنها میخونه
نغمهی شورش کرده دلم را دیوونه
دفترِ گُل درِ مکتبِ بُستان بگشودهست
بُلبل از آنها درسِ وفایی میخوونه
ما همه اهل صفاییم
بندهی خاص خداییم
چشمهی مهر و وفاییم
* * *
لالایی [+]
شعر: محلی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: منوچهر سخایی
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *
شادی بیانتها
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پوران
سفری در شب
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پوران
یاد تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
با تو من شِکوه ها دارم از جفای تو
هر جفا هر ستم می کِشم برای تو
راز دل کُجا بَرم!؟ پیش کس چرا بَرم!؟
از تو هر شکایتی کُنم با خدای تو
آه ای گُل ازعهدت چه گویم!؟
بویت از چه گلشن جویم!؟
آه دردِ پنهان با که گویم!؟
راضیام من با رضای تو
آه، یادِ تو هرگز از خاطرم کی رود!؟
رفتی و با تو امید من
هر کجا، همچِنان سایه در پی رود
راز دل کُجا بَرم!؟ پیش کس چرا بَرم!؟
از تو هر شکایتی کُنم با خدای تو
* * *
چون تو را دیدم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
دل از دستم رفته برون
زاندم که تو را دیدم
عشقم دارد رنگ جنون
زاندم که تو را دیدم
شعله به جان گران زدهام
قیدِ خود و دگران زدهام
زاندم که تو را دیدم
دست رد از غم تو به سرِ
این خوشی گذران زدهام
زاندم که تو را دیدم
تو پریرو با چشمت فتنه به پا کردی
تو اسیرم در دام رنج و بلا کردی
چه نهان شوی از نظرم
همه جا به تو مینگرم
ز جهان همه بیخبرم
ای فتنه چها دیدم
زاندم که تو را دیدم
عشق آتش از نو بر جان من زد
برقی سوزان بر سر و سامان من زد
وای از چشم رهزن تو
خون من بر گردن تو زین آشنایی
اشک من آمد به سخن
کمتر کُن با این دل من بیاعتنایی
* * *
عالم مستی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
شور و شیدایی همه در مستی ما باشد
وز ساز پنهان که در این میکدهها باشد
مستان را در دل ز صفا نور و جلایی هست
قلب مستان آینهی مهر و وفا باشد
ساقی را بِنگر در کف پیمانه دارد
در هر پیمانه صدها افسانه دارد
در ساغر او بین راز همه هستی
ارزد به جهانی یک لحظهی مستی
مستی جز شوری از عالم بالا نیست
جز مستی روحی در قالبِ معنا نیست
هستی، جز سودایی ساغر و مینا نیست
مستی مظهر بیناییست
دور از عالم رسواییست
اسرار دل در میکده پنهان است
آنجا بینی هر دل که پریشان است
عالم مستی را جانپرور میبینم
در دلم امشب شوری دیگر میبینم
نقش رخ جانان در ساغر میبینم
مستی بال و پر جان است
دل را یار و نگهبان است
* * *