
از بودن و سرودن
محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)

از بودن و سرودن
محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)

شهر خاموش من
(خموشانه)
محمدرضا شفیعی کدکنی
شهر خاموش من
شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
میخزد در رگ هر برگِ تو خونابِ خزان
نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیههی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزهی تاتار چه حالی داری؟
دلِ پولادوشِ شیر شکارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکدهها خاموشاند
نعره و عربدهی باده گسارانت کو؟
چهرهها درهم و دلها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو؟
محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)
از مجموعهی: کوچهباغهای نیشابور
* * *
از «شفیعی کدکنی» در این سایت:
● بوسههای باران
● از بودن و سرودن
● جرس (بگو به باران)
● شهر خاموش من (خموشانه)
● سفر بخیر (به کجا چنین شتابان)
● ترانههایی بر اساس سرودههای شفیعی کدکنی
● حکایت مهدی اخوانثالث و کوهنوردی «اشکبوس»
● توضیحاتی در باره غزل «رو سر بنه به بالین» مولوی
* * *

«محمدرضا شفیعی کدکنی» در گسترهی ادبیات پژوهشگر است و در سرودن شعر نیز دستی توانا دارد. ترانهسرا نیست. به کلام دیگر، او تا به حال شعری برای اجرا به شکل ترانه نسروده است. آنچه بر اساس سرودههای او توسط خوانندگان مختلف خوانده شده، همه از سر انتخاب و ذوقِ هنرمندانی بوده است که کلام کدکنی را برای ترانهشان برگزیدهاند. سرودهی «بوسهی باران» از آن دست است.

شعر: مولوی (برگرفته از: دیوان شمس)
دکلمه: احمد شاملو (انتشارات ماهور)
آوازخوان: شهرام ناظری (گروه شمس)
نوازندهی تنبور: سید خلیل عالینژاد
ادامه خواندن مولوی: رو سر بنه به بالین (احمد شاملو، شهرام ناظری)

در تمام عصرها پنجشنبه [مهدی اخوانثالث] به من زنگ میزد و میگفت «کوه خوش گذشت؟» یا «در کوه چه خبر بود؟» یک بار سال ۱۳۶۴ یا ۱۳۶۵ او را با هزار حیله و مقدمات به کوه بردیم. به همین مسیر درکه که هر پنجشنبه میرویم. آن تنها سفر کوه اخوان بود که به او و همه ما بسیار خوش گذشت.
با اینکه نام دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (م. سرشک) همواره با پژوهش در گسترۀ شعر کلاسیک ایران همراه است و آثاری چون دیوان «شمس تبریزی» و «بیدل دهلوی» راست کار و پژوهشهای اوست؛ ولی راست این است که ما او را شاعری نوپرداز و صاحب سبک میشناسیم. از سرودههای او که «ترانهسرا» نبوده و هرگر برای «ترانه شدن» شعری نسروده اما ترانههای شنیدنی و نسبتا زیادی اجرا شده است.

با اینکه نام دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (م. سرشک) همواره با پژوهش در گسترۀ شعر کلاسیک ایران همراه است و آثاری چون دیوان «شمس تبریزی» و «بیدل دهلوی» راست کار و پژوهشهای اوست؛ ولی راست این است که ما او را شاعری نوپرداز و صاحب سبک میشناسیم.