سیمین بهبهانی ـ دوباره می‌سازمت وطن (تاریخچهٔ‌ شعر)

تندیس «سیمین بهبهانی» اثر: امیرمحمد قاسمی‌زاده

«دوباره می‌سازمت وطن» را «سیمین بهبهانی»، سه سالی پس از انقلاب، در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۶۰ سرود. سی سال بعد در فروردین ۱۳۹۰،‌ وقتی «باراک اوباما» رئیس‌ جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به ایرانیان، ترجمهٔ‌ دو بیت از این شعر را چاشنی تبریک خود کرد کارش به رسانه‌های گروهی فارسی‌زبان هم کشیده شد. بیشتر ما اما این شعر را در اجرای ترانه‌ای که «داریوش اقبالی» با آهنگی از ساخته‌های خود بر این سروده خواند به‌یاد می‌آوریم.

دکلمهٔ شعر «دوباره می‌سازمت وطن» با صدای «سیمین بهبهانی» برگرفته از شب شعرخوانی شاعر در یک‌شنبه ۲۹ آبان‌ماه سال ۱۳۷۵، در شهر کُلن در کشور آلمان است.

«دوباره می‌سازمت وطن»
سرودهٔ: سیمین بهبهانی
آهنگ‌ساز: داریوش اقبالی
تنظیم آهنگ: اریک آرکانت
ترانه‌خوان: داریوش اقبالی

از سرودهٔ «دوباره می‌سازمت وطن» اجراهای دیگری در شکل دکلمه یا موسیقی ایرانی وجود دارد که نمونه‌هایی از آن را در پایان این مطلب خواهید شنید. اما اینکه «این شعر چگونه ساخته شد؟» سوالی بود که «صدرالدین الهی»، نویسنده و روزنامه‌نگار مشهور برای پاسخ به آن با «سیمین بهبهانی» مکاتبه کرد. [+]
«سیمین بهبهانی» در شرح چگونگی سرایش این شعر، می‌نویسد:

«سال‌های بد بود. سال‌های بعد از اعدام‌های روی پشت‌بام و محکمه‌های بی‌عدالتی به‌نام عدالت و قسط اسلامی. دلم از ویرانی‌ها گرفته بود. در خانه تنها بودم. توی آشپزخانه یک میز کوچک بود و من بودم و کاغذ و قلم در دستم و هزار غم در دلم. نشستم. شعر در جانم می‌جوشید. ویرانی‌ها را می‌دیدم و در فکر آن بودم که چه می‌توان کرد؟ وطن درهم شکسته و ویران بود.

برخاستم. یک فنجان چای ریختم و به آرزوهای لگدمال‌شده اندیشیدم. کسی را نداشتم که با او درد دل کنم. دو سه شب پیش «سیمین» را دیده بودم. «سیمین دانشور» ویران‌تر از خودم و سرگردان‌تر از من. هنوز «جزیرۀ سرگردانی» را ننوشته بود. با من که حرف می‌زد انگار ایستاده است و از ته قلب من فریاد می‌کُند.

یک‌مرتبه شعر آمد. شعری که امید را به فردا نشان می‌دهد. ته قلبم روشن شد. فکر کردم اگر هم مُرده باشم دوباره برمی‌خیزم که اهرمن ویران‌گر را درهم بشکنم. نوشتم: «دوباره می‌سازمت وطن» از دلم پرسیدم: «با چی؟» و دل گفت: «اگرچه با استخوان خویش . . .» و شعر شکل گرفت. همین شعری که دارید می‌خوانید «دوباره می‌سازمت وطن» و شعر را به «سیمین دانشور» هدیه کردم که همیشه دلش مثل من برای دوباره ساختن وطن می‌تپد.»

به بانوی قصه فارسی:
«سیمین دانشور»

دوباره می‌سازمت وطن!
اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می‌زنم
اگرچه با استخوان خویش

دوباره می‌بویم از تو گل
به‌میل نسل جوان تو
دوباره می‌شویم از تو خون
به‌سیل اشک روان خویش

دوباره یک روز روشنا
سیاهی از خانه می‌رود
به شعر خود رنگ می‌زنم
ز آبی آسمان خویش

اگرچه صدساله مُرده‌ام
به‌گور خود خواهم ایستاد
که بردَرَم قلبِ اهرمن
به‌نعرۀ آنچنان خویش

کسی که « عظم رمیم» را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه می‌بخشدم شکوه
به عرصۀ امتحان خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز
مجال تعلیم اگر بُوَد
جوانی آغاز می‌کنم
کنار نوباوگان خویش

حدیث «حبّ‌الوطن» ز شوق
بدان رَوش ساز می‌کنم
که جان شود هر کلام دل
چو برگشایم دهان خویش

هنوز در سینه آتشی
به‌جاست کز تاب شعله‌اش
گمان ندارم به کاهشی
ز گرمی دودمان خویش

۲۰ اسفندماه ۱۳۶۰

 پانویس:
آن بخش از پیام نوروزی «باراک اوباما» را که در بالا صحبتش شد در اینجا ببینید. [ + ]

* * *
از «سیمین بهبهانی» در این سایت:

صفحهٔ لاکی (نگاهنگ)
تاریخچهٔ شعر «دوباره می‌سازمت وطن»
«خاک مرا به باد مده» (دست‌خط شاعر)
«سیمین بهبهانی» به روایت و با صدای شاعر
ترانۀ «دیوانگی» (یارب مرا یاری بده) با صدای «پوران»
دلم گرفته ای دوست (هوای گریه) به خط و امضای شاعر
«سنگسار» در چند اجرای ترانه‌ای با صدای خوانندگان مخلتف

* * *

 

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone