منوچهر سخایی ـ الهه: گفتگوی بهاری

منوچهر الهه گفتگوی بهاری

گفتگوی بهاری
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خوانندگان: منوچهر سخایی ـ الهه

الهه:
نسیم بهاری وزد از صحرا
دست نوازش کشد بر روی گلها

منوچهر:
بیا سوی صحرا تا گل بچینیم
چون ژاله بر دامنِ گلها نشینیم

هم‌خوان:
روی گل، نشانِ روی تو دارد
لاله‌ی آتشین، خویِ تو دارد

منوچهر:
من چو نسیم دلکشِ بهارم
با تو بی‌قرار و بی‌تو بی‌قرارم

الهه:
بهر تو کردم پُر ز گل دامانم
با امیدی که بر پای تو بیفشانم

* * *
ترانه‌شناسی «کامبیز مژدهی»

* * *

عباس مهرپویا: ساز غمگین و غریب من

عباس مهرپویا ساز غمگین و غریب من

ساز غمگین و غریب من
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا

♫  LP Cover  ♫

* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

منوچهر سخایی: کالسکه‌ی زرین (اولین ترانه)

منوچهر کالسکه زرین

 

کالسکه‌ زرین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده:‌ منوچهر سخایی

کالسکه‌ی زرینی در فروغ ماه
آهسته شود پنهان در غبار راه
بی‌خبر بگذشت آرام از کنار من
بُرده با خود از کنارِ من، قرارِ من
یارِ من در کالسکه بنشسته
دل ز عشق و شهر خود بگسسته

آه! چه حاصل از آشنایی
چون به بار آرد جدایی
از چشمم بگذشت
همچون رویایی
با این راه دور و دراز
کی من به او می‌رسم باز

* * *
ترانه‌شناسی «کامبیز مژدهی»

* * *

منوچهر سخایی: قصه مهتاب

منوچهر سخایی قصه مهتاب

قصه مهتاب
کلام: پرویز وکیلی | خواننده: منوچهر سخایی
بر آهنگ: Fred Buscaglione – Guarda che luna

رنگ از روی مَه امشب پریده
موی نقره‌ایش بر روی دریا پاشیده
دلش دیوونه، کس چه میدونه
از ستاره‌ها شاید باز حرفی شنیده
شاید شنیده خورشید زیبا پشت اون کوهها تو ژرف دره‌ها مُرده
شاید شنیده گل عشقی در روی زمین پژمرده
آخرین برگ‌و بی‌خبر برده
این قصه‌ی جانکاه افسانه‌ی ماست بر لبها.

* * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

هایده: زمونه

هایده زمونه

زمونه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده

زمونه‌ای شده که کس وفا ندارهشرابِ کُهنه مستی و صفا ندارهاهلِ دلی ز حالِ دل خبر ندارهدعایِ عاشقونه هم اثر ندارهزمونه‌ای شده که بوسه سردِ سردهگلهای سرخِ عاشقونه زردِ زردهتو این زمونه من خریدار تو بودمدیوونه‌ای بودم، گرفتار تو بودم

زمونه‌ای شده پُر از غم جدایی
کسی نمی‌خونه نوای آشناییعاشق تو این زمونه غمخواری ندارهافسانه‌ی مجنون خریداری ندارهزمونه‌ای شده که مستِ دل‌شکستهبر خاک ساغر و پیاله‌ها نشستهتو این زمونه من خریدار تو بودمدیوونه‌ای بودم، گرفتار تو بودم
دل من! مستِ میخونه‌ها، ای دل من!شرابِ سرخِ پیمونه‌ها، ای دل من!تو بودی که با او وفا کردیمرا با غمش آشنا کردی
ببین این دل مرا تا کجا می‌کشونهغم او جانم آخر به لب می‌رسونهمرا دل اسیر بلا کردهمیونِ رقیب‌ون رها کرده
* *‌ *

ویگن: آخرین دیدار

ویگن آخرین دیدار

آخرین دیدار
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن

در کنار او نشستم
بر نگاهش دیده بستم
همچنان دریای جوشان
گه خموش و گه خروشان
مانده‌ بودم مست و حیران
گریه‌ام بی‌اختیار های، های، های، های
شد چو باران بهار های، های، های، های
او ز من پا می‌کشید های، های، های، های
بر سرشکم می‌خندید های، های، های، های

او در پی آزار من بود
بیزار از این دیدار من بود
غمهای دل بی‌گفتگو ماند
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیم می‌گذشت
رفت و دیگر برنگشت

او دلش با دیگران بود
لب‌خموش و سر گران بود
گریه‌ها گفتار من بود
وان دم تلخ و جگرسوز
آخرین دیدار من بود

* * *

عارف: صدایم کن (ترانه فیلم)

عارف صدایم کن

صدایم کن
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: محمد شمس
خواننده: عارف

یه مرغ عشق اومد تورو صدا کرد
قفس‌های ما را از هم جدا کرد
تو بی‌من آزرده، من بی‌تو دلتنگ
بینِ ما جدایی، فرسنگها فرسنگ
من با تو خوشبخت، بی‌تو غمگینم
غمگین‌تر آدم روی زمینم
ما هر دو از غم فسانه هستیم
نفرین شده‌ی زمانه هستیم
صدایم کُن! صدایم کُن! صدای تو موج دریاست
صدای تو گرم و غمگین مثلِ زنگِ کاروان‌هاست

*‌ * *

error: Content is protected !!