تاجیک: سوسن کی می‌آیی (ترانه فیلم)

تاجیک سوسن کی میایی

سوسن کی میایی
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: امان‌الله تاجیک
ترانه فیلم: پنجره

(تنها چرا ماندم خدایا
بی‌کس و دردآشنا ماندم خدایا
چرا؟ چرا؟ چرا؟)

شب با غم می‌آید
با ماتم می‌آید
سوسن کی می‌آیی؟
مُردم از تنهایی
سحر ندارد این شبِ سیه‌ام
چه بوده جز پاکی گنه‌ام
نه یک ستاره مانده در شبِ من
نه خنده دیگر بر لبِ من

با که گویم غم دلم را
نالم از دستِ‌ آسمانها
درد بی‌همزبانی آخر
می‌برد قلب من از دنیا
ای خدای آسمانها سوسنم کو؟ بگو کجا رفت؟
رفته دیگر، مُردم آخر در جدایی؛ بگو چرا رفت؟

♫  LP Cover  ♫

* * *
حکایت ترانه «سوسن کی میایی» (تاجیک)

* * *

تاجیک: خاطره کارون

تاجیک رود کارون

خاطره کارون
شعر: جمشید احمدی
آهنگ: علی اکبر صدیف
خواننده: امان‌الله تاجیک

آنشب که در آغوش تو مستانه فتادم
غافل ز خطای دلِ دیوانه فتادم
ز رودِ کارون به‌خدا برای من مانده به‌جا
شراره‌ی خاطره‌ها ز عهدِ بشکسته‌ی ما
چو از توام یاد آید
دلم به فریاد آید
از این دلِ خسته، پیوسته می‌جوشد موج حسرت در هجران چون کارون
روم که بی‌پروا، در صحرا سر بگذارم از عشقت ای لیلا، چون مجنون
چو از توام یاد آید
دلم به فریاد آید

* * *
نام جاها و محله‌های مشهور در ترانه‌ها

* * *

تاجیک: شب میگون

تاجیک شب میگون

شب میگون
شعر و آهنگ: مصطفی مراد بختی
خواننده: امان‌الله تاجیک

یادت میاد تو میگون با هم نشستیم
لبامونو تو سبزه به بوسه ببستیم
به هم دیگه قول دادیم، جناغ شکستیم
ستاره‌های میگون گواهمون بود
دامنِ بزم مهتاب پناهمون بود
عجب شبی بود! عجب شبی بود!

خیلی دوستم می‌داشتی
سر به سرم می‌ذاشتی
گُلِ ستاره‌ها را تو چشمونت می‌کاشتی
هرگز یادم نمی‌ره صفای آن شب
عجب شبی بود! عجب شبی بود!

تو میگون عشق ما وردِ زبون بود
سرِ زبون هر پیر و جوون بود
یادم میاد که روی تختِ گُلها
دلِ من با دلِ تو مهربون بود
عجب شبی بود! عجب شبی بود!

(هرگز نرود از نظرم اون شب میگون
دل شد به سر زلف تو دیوانه و مفتون)

* * *
نام جاها و محله‌های مشهور در ترانه‌های ایرانی

* * *

تاجیک: آشنای دل

تاجیک آشنای دل

آشنای دل
شعر: عمران صلاحی
آهنگ: مصطفی مراد بختی
خواننده: امان‌الله تاجیک

آمدی از اشتباه اینجا ز راه دیگری
باز شادم کُن شبی با اشتباه دگری
آسمانِ دل ندارد جز تو ندارد ماهِ دگری
هر کجا که پنهان شوی ای پری چه حاصل
تو را می‌شناسد این دل

دل من به سینه لرزد ز صدای پایت
قدمت به روی چشمم چه کنم برایت
تو مرو که هرگز این دل نکند رهایت
هر کجا که پنهان شوی ای پری چه حاصل
تو را می‌شناسد این دل

* * *
«عمران صلاحی» و ترانه‌های او

* * *

error: Content is protected !!