بایگانی برچسب: s

«گذر عُمر» از نگاه و زبان شوخ شاهرخ مسکوب

شاهرخ مسکوب (۱۳۸۴ـ ۱۳۰۲) در تاریخ ادبیات معاصر ایران جایگاهی ارزنده و خاص خود دارد. این منزلت به اعتبار پژوهش‌هایش در شاهنامه، نوشتن کتاب دو جلدی «روزها در راه» که یادداشت‌های روزانه‌ی او با نثری یگانه است؛ و ترجمه‌هایی‌ست که از او به یادگار مانده است.

کتاب «اقلیم حضور» مجموعه‌ نوشتارهایی‌ست به قلم چند تن دوستان و همکاران او که در معرفی آثار، و شخصیت فرهنگی این نویسنده‌ی نام‌آشنا به چاپ رسیده است. در این یادنامه از جمله مطلبی به قلم ناصر زراعتی می‌خوانیم که خاطره‌ای از دیدارش در پاریس با شاهرخ مسکوب را نقل می‌کند. در این گپ‌وگفت دوستانه تعریفی که استاد از دوره‌های مختلف عمر (از خردسالی تا پیری) ارائه می‌دهد خالی از لطف و ظنز نیست.

ادامه‌ی خواندن

سیمین دانشور: بانوی اردیبهشت

« . . . گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟» [بند آخر از رمان «سووشون» نوشتۀ سیمین دانشور]

ادامه‌ی خواندن

اولین نسخه‌ٔ زن‌خوان از شاهنامه‌ٔ فرودسی

در معرفی این حماسه‌سرای مشهور ایرانی که شهره در جهان نیز هست گمانم چیزی بیشتر از آنچه که همگان می‌دانند و شما نیز می‌دانید نتوان نوشت. نامش «ابوالقاسم» بود و در روستای «باژ» از توابع «توس» به‌دنیا آمد و سوابقی از ایندست.

ادامه‌ی خواندن

بزرگ علوی ـ چشمهایش (نسخه‌ شنیداری رمان)

بنا به تاریخی که «بزرگ علوی» خود در پایان رمان «چشمهایش» نوشته، نگارش این کتاب شش ماه طول کشیده است. [آذر ۱۳۳۰ ـ اردیبهشت ۱۳۳۱]

با این حساب، اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۱، شصت‌سالگی تولد این کتاب است. اثری که حاشیه‌های مربوط به نوشتن و انتشار آن، کمتر از جذابیت‌های متن خود کتاب نیست.

ادامه‌ی خواندن

خاطرات «تاج‌السلطنه» دختر ناصرالدین‌شاه قاجار

تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین‌شاه قاجار، و مادر او توران السلطنه دخترعموی شاه بود. در حرمسرا، دایه‌ای از کنیزان سیاه دربار او را بزرگ کرد.  در حرمسرا، دایه‌ای از کنیزان سیاه دربار او را بزرگ کرد. هفت‌ساله بود که به مکتب فرستاندش. دو سال بیش‌تر به مکتب نرفت. اگرچه عزیزالسلطان، ملیجک معروف، دلباخته و خواهان او بود، اما دخترک را به حسن‌خان شجاع‌السلطنه، پسر محمدباقر خان سردار اکرم، شوهر دادند که او نیز کودکی بود همسن و سال تاج‌السلطنه.

ادامه‌ی خواندن

دیوان «عالم‌تاج قائم‌مقامی»

در مرور تاریخ ادبیات معاصر ایران و در حوزۀ شعر، آنجا که به نام زنان شاعر می‌رسیم، چند اسم مشخص وجود دارد که در جایگاه و اعتباری که دارند جای شک و شبهه نیست.

«پروین اعتصامی»، «فروغ فرخ‌زاد» و «سیمین بهبهانی» نام سه شاعر پیوند خورده به تاریخ ادبیات معاصر ما هستند و البته مورد قبول همگان. آمیزه‌ای از این سه شخصیت در شعر و زندگی، شاید عالم‌تاج قائم‌مقامی باشد که «ژاله» تخلص می‌کرد. او آنجا که با «چرخ‌خیاطی» گفت‌وگو می‌کند و با «سماور درد دل»، یادآور پروین است. در «دوری از فرزند»، فروغ را می‌ماند و در «پیام به زنان آینده» و «اشتلم»، انگار که کنار سیمین ایستاده.

ادامه‌ی خواندن

یادمان «صمد بهرنگی» (سنگ مزار)

عکس از: فریناز قاسمی

صمد بهرنگی در نهم شهریور ۱۳۴۷ (در سن ۲۹ سالگی) در رود ارس، در ساحل روستای «شام‌گوالیک» [کاوانی] غرق شد و جسدش را چند روز بعد در ۱۲ شهریور در نزدیکی پاسگاه «شُتربان» (چند کیلومتری محل غرق شدنش) از آب گرفتند. جنازه‌ٔ او در گورستان«امامیه» در تبریز دفن شده است.

ادامه‌ی خواندن