طفلک «فروغ» (۷)

«یا تقدیس می‌کنیم، یا دشنام می‌دهیم» تیتر گفت‌وگوی «علی عظیمی‌نژادن» با دکتر «احسان نراقی» است که در شمارهٔ ۳۷ «هفته‌نامهٔ نگاه پنجشنبه» چاپ و منتشر شده است.

در یادداشت‌هایی که برای تکمیل مطلب «طفلک فروغ» جمع‌آوری کرده‌ام، [+] از جمله ‌نقل قولی هم از ایشان برگرفته از آن نشریه بود با عنوان: «به «فروغ» در باره‌ٔ روابطش هشدار دادم.» (!) و به این شرح که:

«فروغ شاعر بسیار خوب و خانم بسیار تیزبین و حساسی بود ولی نوع زندگی آزاد او را چندان نمی‌پسندیدم و بار‌ها در این باره به او گوشزد کردم که این نوع زندگی تو، نهایتا تو را به تباهی می‌کشاند و در شأن هنرمند بزرگی چون تو نیست ولی او راه خودش را ادامه می‌داد. می‌دانید که او پس از طلاق از شوهرش، مدتی را با ناصر خدایار (دوست قدیمی‌ام) گذراند و در ‌‌نهایت با ابراهیم گلستان بود.»

اظهارات پس از مرگ!:
در بارهٔ مسائل شخصی و خصوصی زندگی «فروغ فرخ‌زاد» را، اگر «هوشنگ ابتهاج» ۴۶ سال [+]، «محمدعلی سپانلو» ۴۵ سال [+]، «اسماعیل نوری‌علاء» ۴۱ سال [+]، نویسندهٔ مجهول کتاب «کهربا» ۳۷ سال [+]  و «احمد شاملو» ۳۵ سال [+]  پس از مرگ او گفته یا نوشته‌اند، حکایت «هشدار به فروغ در بارهٔ روابطش! و نپسندیدن نوع زندگی او» اما ۱۰ روز  پس از مرگ روایتگر آن [احسان نراقی] چاپ و منتشر می‌شود! [+]

* * *
بازگشت به «یادنامهٔ فروغ فرخزاد»

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone