اردلان سرفراز (صدای شاعر) سوغات (مجموعهٔ ترانه‌ها)

سوغات
[ به: نصرت رحمانی ]
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
آهنگ‌ ترانه از: محمد حیدری
تنظیم آهنگ: ناصر چشم‌آذر

فیلم «پل چوبی» به کارگردانی «مهدی کرم‌پور» را می‌دیدم. نسخه‌ای با دو سال تاخیر در نمایش که بنا به‌دستور، ده دقیقه‌ای از آن کوتاه و در سی مورد اعمال اصلاحیه شده بود. هر چند که با همین دست و پا شکستگی داستان و ماجراهای آن، باز هم فیلمی دیدنی‌ست و پیامش را با همه پر و بال‌بُریدگی می‌رساند.

البته از آن‌جا که «نقد فیلم» سواد خاص این فن را لازم دارد و دانش من که راوی حکایت باقی باشم در این حوزه به آن اندازه نیست،‌ پس از آن می‌گذریم و می‌رسیم به ترانه‌ای که در دو صحنه از فیلم اجرا و شنیده می‌شود. ترانه‌ای که اتفاقا در پیوند دو جا از ماجراهای فیلم، نقش اصلی را بازی می‌کند.! ترانه‌ی «سوغاتی»‌ که بیشتر ما آن را با صدای «هایده» شنیده و به‌یاد می‌آوریم.

بار اول، اجرای گروهی این ترانه در صحنه‌‌ی ویلای شمال، همراه با گیتار برزو ارجمند [آن‌را از روی فیلم پیاده و تبدیل کردم برای جعبه‌ی موسیقی بالای متن]، و بار دوم در «کافه رستوران روزگار» به‌مدیریت «دایی» [آتیلا پسیانی] که «جزو منو، و سفارش مشتری‌ست» و نمونه‌ای که «حامد فولادقلم» بازخوانی کرده پخش می‌شود.

با دیدن آن فیلم و شنیدن این ترانه‌ یادم افتاد جایی در آرشیو، نمونه‌های دیگری از اجرای این ترانه را دارم و باز یادم آمد «اردلان سرفراز» [ترانه‌سرا] شعر را در سال سرودنش [۱۳۵۳] به «نصرت رحمانی» تقدیم کرده بود.

گفتم یاد نام «نصرت» و خاطره‌ی آن ترانه، آن‌قدر هست که به این بهانه آن چند اجرا را اینجا بگذارم. از دکلمه‌ی شعر با صدای ترانه‌سرا، تا نمونه‌ٔ اسپانیایی خوانده‌شده‌ٔ این ترانه. شاید برای شما هم یادآور خاطراتی باشد و دوست داشته باشید بشنوید.

* * *

وقتی میای، صدای پات از همه جاده‌ها میاد
انگار نه از یه شهر دور، که از همه دنیا میاد
تا وقتی‌که در وا میشه لحظه‌ی دیدن می‌رسه
هر چی که جاده‌س رو زمین، به سینه‌ی من می‌رسه
ای که تویی همه کسم، بی‌تو می‌گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم، به هر چی می‌خوام می‌رسم

وقتی تو نیستی قلبم‌و واسه کی تکرار بکُنم؟
گل‌های خواب‌آلوده رو،‌ واسه کی بیدار بکُنم؟
دست کبوترای عشق، واسه کی دونه بپاشه(!)
[واسه کبوترای عشق، دست کی دونه بپاشه؟]
مگه تن من می‌تونه بدون تو زنده باشه؟

عزیزترین سوغاتیه غُبار پیراهن تو
عُمر دوباره‌ی منه دیدن‌و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم، نه از سر هوس می‌خوام
عُمر دوباره‌ی منی، تو رو واسه نفس می‌خوام

* * *

ترانه‌های «اردلان سرفراز» با دکلمه‌ و صدای شاعر در این سایت:

پرسش (گوگوش)
دو پنجره (گوگوش)
حادثه (داریوش اقبالی)
مرداب (حسن شماعی‌زاده)
سوغات (وقتی میایی صدای پات) (هایده)
شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم (هایده)

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone