
دو پنجره
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: واروژان
ترانهخوان: گوگوش

دو پنجره
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: واروژان
ترانهخوان: گوگوش

شعر و دکلمه: شهیار قنبری
آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش ـ شهیار قنبری

گفتهاند: گردو، گرد است؛ ولی هر گردی گردو نیست. حالا حکایت شعر ترانهی «زمستون» است با صدای «افشین مقدم»، که نه تنها در بعضی از صفحههای فیسبوکی، که دیدم در یکی از سایتهای تخصصی موسیقی هم نوشتهاند: ترانهسرا: مهدی اخوانثالث!!
بعد از ترانههای «زمستان» [اخوانثالث] که در پُست دیروز گذاشتم [در اینجا]، گفتم بد نیست امروز هم مجموعه ترانههای «زمستون» را بگذارم. بهرحال اینهم «زمستان» است، گرچه شعرش از «اخوانثالث» نیست.
«افشین مقدم»، از اعضای گروهی بود که در شروع فعالیت هنری خود، از جمله همراه با «داریوش اقبالی» و «کیوان» همخوانی میکرد. «داریوش» با کشف و ورود به مثلثی که ترانهسرایش «ایرج جنتیعطایی» و آهنگسازش «بابک بیات» بود، راه خود را از گروه جدا کرد و با اجرای ترانههایی که از جنس دیگر بود شهرت یافت.
نام «کیوان» را ازدواج او با «نادیا» که از رقصندهی معروف آن سالها بود سر زبانها انداخت، و «افشین مقدم» با اتفاق تصادف در جادهی شمال ایران که منجر به مرگ او شد.
از مجموعهٔ چند ترانهٔ مستقلی که «افشین» خوانده بود، دو ترانه، بیش از دیگر خواندههای او شهرت یافت. «آخرین طبیب»، که سالها بعد، «مهستی» آن را بازخوانی کرد و دیگری ترانهی «زمستون» با شعری از «سعید دبیری» و آهنگی از «سیاوش قمیشی».
از اتفاق منجر به مرگ خواننده که دلیل تاثر و توجه بیشتر مردم به ترانهی «زمستون» شد بگذریم، تنظیم درخشان «واروژان» از آهنگ این ترانه نیز دلیلی بر ماندگاری آن شد. آنچنان که بعدها مورد استقبال خوانندگان دیگر هم برای اجراهای دوباره قرار گرفت.
* * *
زمستون
شاعر: سعید دبیری
آهنگ: سیاوش قمیشی
تنظیمکنندهٔ آهنگ: واروژان
ترانهخوان: افشین مقدم
زمستون، تنِ عریونِ باغچه چون بیابون
درختا، با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگِ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بیبهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه، چه تلخه، باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بیتو نشستم زیر بارونِ زمستون
زمستون، برای تو قشنگه پُشتِ شیشه
بهاره زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظهی چشمانتظاری
گلدون، خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته، چه سخته بشینم بیتو با چشمای گریون
* * *

در تقویم ایرانی، هفت روز هفته، با روز شنبه شروع میشود. در کارنامۀ ترانهسرودههای «شهیار قنبری» اما با «جمعه»، در سال ۱۳۵۰. ترانۀ «هفتۀ خاکستری» سه سال بعد از «جمعه» سروده شده است.

آوازهای محلی
آواز: پری زنگنه
تنظیم: واروژان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۵

تنهای تنها (سوگند)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
بر تو و آن خاطرِ آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنهآلوده سوگند
بر آن لبخندِ جادویی، بر آن سیمای روشن
کز چشمانِ تو افتاده آتش بر هستیِ من
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشمانتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بیتو شبها
در حسرت و جدایی
عاشقی گُمکرده ره، بی آشیانم
مانده بر جا آتشی از کاروانم
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دستِ بادِ پاییزی
نشکفته، پَرپَرم کرد
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشمانتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بیتو شبها
در حسرت و جدایی
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دستِ بادِ پاییزی
نشکفته، پَرپَرم کرد
● این ترانه، نخستینبار در سال ۱۳۴۵ برای صدای عارف ساخته شد و بهصورت تمرینی توسط او ضبط گردید اما شورای شعر و ترانهی رادیو با انتشار آن مخالفت کرد. بنابراین ترانهای دیگر سرودهی کریم فکور و با نام «فردای بهتر» جایگزین این ترانه و توسط عارف اجرا و منتشر شد. (توضیح برگرفته از: «کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

بوی فریاد
کلام: پرویز وکیلی / خواننده: عارف / تنظیم آهنگ: واروژان
بر آهنگ ترانه: The Godfather (soundtrack)
از لبانم میتراود بوی فریاد
دیگر اکنون روز بدرود، روز بیداد
بوی زلفت زیر باران
بوی ابر گریهآلود در بهاران
در تو بوی بیوفایی
مرگِ روز آشنایی
بوی خونِ بوسههای عاشقانه
بوی تلخ یک وداع جاودانه
بیتو هر جا بیقرارم
گریه کُن ای چشم غمگین سوگوارم
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

حرف
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
اگه سبزم، اگه جنگل
اگه ماهی، اگه دریا
اگه اسمام، همه جا هست
روی لبها، تو کتابها
اگه رودم، رودِ «گنگ»ام
مث «بودا»*، اگه پاک
اگه نوری به صلیبام
اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثِ معبد
اگه عاشق مثِ هندو
مثِ بندر واسه قایق
واسه قایق، مثِ پارو
اگه عکسِ «چهلستون»ام
اگه شهری بیحصار
واسه «آرش» تیرِ آخر
واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتیترین سنگِ زمینام
توی تابستون دستهای تو برفم
اگه حرفهای قشنگِ هر کتابام
برای اسمِ تو چند تا دونه حرفم
اگه سیلام، پیشِ تو قدِ یه قطره
اگه کوهام، پیشِ تو قدِ یه سوزن
اگه تنپوشِ بُلندِ هر درختام
پیش تو اندازهی دکمهی پیرهن
اگه تلخی مثِ نفرین
اگه تُندی مثِ رگبار
اگه زخمی، زخمِ کُهنه
بُغضِ یک در، رو به دیوار
اگه جام شوکرانی
تو عزیزی، مثِ آب
اگه ترسی، اگه وحشت
مثِ مُردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
London ۱۹۷۴
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانه «حرف» با دکلمهی «شهیار قنبری» و اجراهای مختلف
* * *

ماهی خسته من
شعر: میرزالو
آهنگ: ویلیم خنو
تنظیم: واروژان
خواننده: فریدون فروغی
چشای آبی تو مثِ یه دریا میمونه
دلِ خستهی منم مثِ یه ماهی میمونه
ماهی خستهی من میخواد تو دریا بمونه
ماهی دوست داره خونهش همیشه تو دریا باشه
بوسه بر موج بزنه کنارِ ماهیها باشه
ماهی خستهی من بذار تو دریا بمونه
ماهی اگه تنها باشه خسته و دلگیر میشه
ماهی تو دریا نباشه اسیر ماهیگیر میشه
نکُنه یکی بیاد چشماتو از من بگیره
ماهیِ دل بمیره دریاتو ماتم بگیره
ماهی خستهی من نذار که تنها بمونه
ماهی خستهی من بذار تو دریا بمونه
♫ LP Cover ♫
* * *
مجموعه ترانههای «ماهی خسته»
* * *