محمد نوری: بیا بار سفر بندیم

محمد نوری یاد اون روزها بخیر

بیا بار سفر بندیم
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: اشکان [محمد سریر]
خواننده: محمد نوری

اگر یک شب تو را در خواب بینُم
به دریا نقشی از مهتاب بینُم
دوباره بینُمت خندون میآیی
دوباره سینه رو بی‌تاب بینم

اگر یک شب تو برگردی دوباره
به گیسویت می‌افشونُم ستاره
نمی‌دونی مگه ای نازنینُم
دلم هر روز و شب در انتظاره

بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این لونه برگشت
بیا تا قصه‌ها گویم برایت
که دورانِ جدایی دیر بگذشت

به تو گویم بیا ای نازنینُم،
که با مژگون ز پایت خار چینُم
گل عمر منو باد خزون بُرد
گل ناز منی، داغت نبینُم

بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصه‌ها گویم برایت
که دورانِ جدایی دیر بگذشت

♫  LP Cover  ♫

* * *

ترانه‌های «اردلان سرفراز» با دکلمه‌ و صدای شاعر در این سایت:
● پرسش (گوگوش)
● دو پنجره (گوگوش)
● حادثه (داریوش اقبالی)
● مرداب (حسن شماعی‌زاده)
● سوغات (وقتی میایی صدای پات) (هایده)
● شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم (هایده)

* * *

گوگوش: غریب آشنا (ترانه فیلم)

گوگوش غریب آشنا

غریب آشنا
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: مرداب

گوگوش مرداب

مرداب
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده: گوگوش

به: داوید یکیازاریان [داویت یقیازاریان]

میون یه دشت لخت
زیر خورشیدکویر
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدام
داغ خورشید رو تنم
زنجیر زمین به پام . . . آه . . .

من همونم که یه روز
می‌خواستم دریا بشم
می‌خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شب‌و آتیش بزنم
تا به فردا برسم . . . آه . . .

اولش چشمه بودم
زیر آسمون پیر
اما ازبختِ سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجابود
پشتِ اون کوهِ بلند
اما دستِ سرنوشت
سر رام یه چاله کند . . .‌ آه . . .

توی چاله افتادم
خاک من‌و زندونی کرد
آسمون هم نبارید
اونم سر گرونی کرد
حالا یه مرداب شدم
یه اسیرِ نیمه‌جون
یه طرف میرم تو خاک
یه طرف به آسمون

خورشید ازاون بالاها
زمین‌م ازاین پایین
هی بُخارم می‌کُنن
زندگی‌م شده همین
با چشام مردنم‌و
دارم اینجا می‌بینم
سرنوشتم همینه
من اسیرِ زمینم

هیچی باقی نیست ازم
قطره‌های آخره
خاکِ تشنه‌ همین‌ام
داره همراش می‌بره
خشک می‌شم تموم می‌شم
فردا که خورشید میاد
شن جام‌و پُر می‌کُنه
که میاره دستِ باد . . . آه . . .

تهران ۷۲ ـ ۷۱

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: کیه، کیه

گوگوش کیه کیه

کیه، کیه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم: آندرانیک آساطوریان
خواننده:‌ گوگوش

پُشتِ دیوارِ دلم
یه صدای پا میاد
یه صدای آشنا‌
از تو کوچه‌ها میاد

یه صدای پا میاد
یه صدای پا میاد

نفسم راهشو گُم کرده تو سینه
چشمِ من یه سایه رو دیوار می‌بینه
صدایِ تیک‌تیکِ قلبم نمی‌ذاره
صدای پاهاش توی گوشام بشینه

اونجا کیه کیه!؟
پُشتِ دیوار کیه!؟

سایه‌‌ش‌و من می‌بینم.
شاید خواب می‌بینم
برگشته پیشِ من
اُمیدِ آخرینم

اگه اون که گمشده،
یه روزی پیدا بشه
قفلِ زندونِ دلم
با کلیدش وا بشه

همه‌ خوبی‌ها رو همراش میاره
دستِ خوبشو تو دستام میذاره
اگه اونکه گمشده یه روزی پیدا بشه
قفل زندون دلم با کلیدش وا بشه
همه خوبیارو همراش بیاره
دست خوبشو تو دستام بذاره
نوشهر، ۷۲

با [حسن] شماعی‌زاده، قدم‌زنان در ساحلِ دریای خزر این ترانه را ساختم. شماعی‌زاده ملودی را زمزمه می‌کرد و من بر آن کلام گذاشته و به او جواب می‌دادم.

[از ریشه تا همیشه،‌ گزینه‌ی سی‌سال ترانه‌های اردلان سرفراز،‌ نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحه‌ی ۴۶ و ۴۷]

♫  LP Cover  ♫

* * *

error: Content is protected !!